واسه یک بارم شده ... نقابتو از روی صورتت تو بردار ...
تا ببینی زیر اون نقاب چی بوده ؟ تو بودی یا چوبهّ دار ...
خودتو چرا زیر یه مشت دروغ قایم کنـــــــی ... پر از غم و زار ...
خودتو می سوزونی ، می کشی و چون می کنی زیر یه آوار ...
واسه فردا ها نشستی ... می کشی نقشه چه آسون و چه راحت ...
نمی بینی رنگ ایــــــــــن رنگین کمونو ... زیر بارون ... تو خیالت ...
نمی دونی دیگه فردائی نداری ... همه اشون همیـــــــــن یه لحظه ان ...
آخه عاشق نبودی تو ... بگذر از تن ...نگــــو این علف ها ، هرزه ان ...
آره ... این نقاب نذاشته ... دلتـــــــــــو حتــــی یه لحظه ام ببینی ...
خودتو نمی شناسی ... با این نقاب شدی پر از، شک و دو بینی ...
بی رگ و بی اختیار ... دنبال حرف این و اون ... عشقـــــــــــی نداری ...
تو کجا و رنگ مهتاب ... چشماتو بستی ، دیگه چشمی نداری ...
اسم تو اسم نقابه ... مثه عکسی پر سایه ... تو یــــــــه قابه ...
تو کجا خودت رو دیدی ... واسه ات این حرفا خیاله ... یه سرابه ...
بیا این نقاب و بردار ... شده واسه ات چوبــــــــــــــــــــــ ـــهء دار ... دار و بردار ...
بیا و رها شو از این ، دیو خونخوار ... لحظـــــه های ... سرد ... تبــــــدار ...
... ســـــــرد ...
... تبــــــــــــدار ...







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)