که شمس و قمر، فروزنده از‌" او"‌ست



با من از زنده‌ شدن‌ها در بهار، هیچ مگو

با من از‌" نور‌‌" بگو



با من از گرمای تابستان پر شور نگو

با من از روشنی‌" نور‌" بگو



با من از عشوه رنگین خزان، هیچ مگو

با من از‌" نور‌" دل‌‌انگیز بگو



با من از یک‌رنگی فصل زمستان هم نگو

با من از‌" نور‌" دل‌افروز بگو

با من از " نور" بگو