قضیه سر پول چمع کردن تنها نیست مسئله اینه که شوهرم میگه میخوام جایی باشم که بهم اجازه میدن از تواناییهام استفاده کنم.
راستشو بخواید قبلا فکر میکردم میتونم از ایران برم اما الان نه!!
شوهرم خسته است و فکر میکنه با چنین کاری میتونه زندگیشو بهتر کنه.این چند سالی که با هم زندگی کردیم پر از مشکلات بود چه مالی و چه عاطفی و...تا حدی که الان من از خودم میپرسم چه هدفی تو زندگی داری؟و هیچ جوابی براش پیدا نمیکنم.
احساس ضعف می کنم ،نمیتونم شوهرمو متقاعد کنم ،نمی تونم باهاش حرف بزنم.چند روز پیش فقط بهش گفتم نگرانم ،نمیدونید چقدر بهم ریخت .بهم میگه من یه کوه میخوام که بهش تکیه کنم،مثل یه دوربین روی تمام رفتارهام زوم کرده و از کوچکترین احساس ضعفی ایراد میگیره!!!!!
الان داریم با هم به کلاس ielts میریم .نگرانم تمام سرمایه ای رو که با خون دل جمع کردیم راحت به باد بده.
راهنماییم کنید با شوهرم چطور صحبت کنم که تاثیر گذار باشه.