وقتي بچه دومم رو حامله بودم همه نشانه ها مي گفتن بچه دختره نه اينكه دختر دوست نداشته باشم اما آمادگي پذيرش مسئوليتش رو نداشتم شايد هم يه جورايي به پسر داري خو گرفته بودم دلم مي خواست ني ني پسر باشه از اول قرار بر اين بود كه حالا كه اسم بچه اول رو من انتخاب كرده بودم اسم دومي رو همسرم انتخاب كنه كه ايشون مدام مي گفتم الناز دلناز ساناز و هر چه آخرش به ناز ختم مي شد بالاخره هم ني ني پسر شد و مامي خودخواه اجازه نداد بابايي به آرزوش برسه باز خودشون دست به كارشدن و اسم ني ني رو انتخاب فرمودن اما وقتي مي خواستم توي سايت همدردي ثبت نام كنم به محض درخواست اسم يادم به حق پايمال شده همسرم افتاد و از خودگذشتگي كردم و شدم دلناز اما N اول يه رازه كه فقط خودم ازش خبر دارم و برترين انگيزه من در نوشتن داستان هاي بلندمه و ...