سلام
در شیوایی سخنان شما (y.a.s)شکی نیست ....ولی در نوع دید شما به افراد و مسائل مذهبی و خداوند یکتا بنده با شما هم نظر نیستم...البته نمی گویم نظرم هم کاملا صحیح است!!
شما در تاپیک ایجادی خود از رابطه سخن گفتید و از یاد بردن و غفلت از خدا...بسیار عالی
ولی من بیشتر روی این اصل تکیه دارم که مسائل روان شناسی و عقده های درونی یک فرد و فشارهای جامعه از یک سو....زمینه انحراف را برای جوان امروزی بازتر می کند و سهل تر.
بله می دانم می گویید این عوامل دلیل نمی شود ولی من نقش این عوامل را هنگامی مورد تاکید قرار می دهم که گناه:::ناشی از عدم آگاهی و ریشه روان شناسی دارد...
یاد خدا همواره ارامش بخش قلب هاست و دل را برای خدا دوست دوستی پروراندن بسیار شایسته است و زمینه ساز بالا گشیدن خود.....در این هیچ شکی نیست.
ولی جوان از لحاظ فیزیولوژی و روان شناختی در سیر رشد خود مراحلی را طی می کند که لوزما از ان حد طبیعی فرا رفته و مجرب به گناه(عدم آگاهی) می شود و این یک سیر اصولیست.....که در نظریات صاحب نظران روان شناسی مانند ""فروید هم دیده می شود.
پس ما نباید عوامل خارجی و داخلی و تاثیرگذار را از یاد ببریم و صرفا با گفتن اینکه از راه خدا غافل شده ایم...یا چرا فساد جامعه فرا گرفته نه تنها مشکلی حل نمی شود بلکه ما متهم به شعارزدگی می شویم...
اگر امروز انتقادی داریم و از وضع جامعه و افراد گله....بهتر است اولا بدبینی را از سخنان خود بیرون گشیده و دوما راه حلی برای این مشکلات ارائه دهیم ...
صرفا با گفتن مشکلات ....جوانان و افراد هدایت نمی شوند........
متشکر از صبوری شما و توجه تان....بنده بازهم مانند همیشه در آخر سخنان خود خاطر نشان می شوم که (این حرف ها تنها نظرات شخصی بنده است)..موفق باشید
مشتاقانه منتظر راهکارها و پیشنهاد های شما برای حل این مشکل(رابطه کنترل نشده) هستم...








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)