با درود؛
از اظهار لطف نقاب ارجمند خرسند شدم و در ادامه بیان می دارم که:
چیزی بنام جامعه و انسان مدرن هم اکنون در شهرها و شهروندان ما وجود ندارد.مدرنیسم و پیشرفتگی در دانش و زندگی بر پایه خردگرایی و انسان خردگرا بوده و بسیاری پیش زمینه ها را می جوید.
آنچه نتیجه زرین آن را در کشورهای پیشرفته شاهدش هستیم،پدیده ای خلق الساعه نیست.500 سال به درازا انجامیده و اکنون داریم نتایجش را دیده و از مواهب آن بهره می گیریم.
سخن بسیار است . . . . در اوایل سده چهاردهم خورشیدی حکومت وقت چیزی را وارد این کشور کرد و تن این ملت نمود که نه تنها اندازه تن این جامعه نبود که گشاد هم بود.
ما در ایران اکنون نه مدرنیسم که ماشینسم ایرانیزه شده داریم.و جالب است که آن ردای به ظاهر گشاد را که البته نه تنها بدقوارخ نبود و نیست که بدقوارگی از خود ماست،براحتی و با تفکر سنتی به دلخواه خویش بریدیم و کم و زیادش کردیم.
و پس از سالها چنان شد که از آن مدرنیسم ناقص وارداتی نیز تنها شبحی باقی مانده است.مبل به موجودی عظیم شده و به جان ما افتاده است.مصادیق فراوانند:
من یک مهندس آرشیتکتم و با صدای بلند و با مدرک و دلیل می گویم که اکنون ما در ایران هیچگونه معماری ملی نداشته و داریم با دست خود حمام خونهایی دهشتناک می سازیم.
اندازه اتوموبیل های ما در شهرهایمان بسی کمتر از شهرهای ممالک پیشرفته است.اما شما ترافیک ما را بنگیرید . . .
به میزان گشتردگی و پراکندگی همین پمپ بنزین های ما بنگیرد . . .
مدارس،بیمارستاها،خیابان بندی ها،طرح های شهی،جاده های ما،ماشین های خودمان و . . . . هر کجا را که می نگری سری از اژدهای هزار سری را که خود ساخته ایم،سر بر می آورد.
آن وقت نباید اگر برای گذراندن طرح پزشکی،سرباز معلمی،سربازی یا ملک داری و . . . . سری به روستا زدیم،به خیال خود از نداشتن مشکل یک فرد روستایی احساس اندوه کنیم؟
کاش می شد دوستان سری به یک شهر مدرن با مردمانی با اندیشه و رفتار مدرن می زدند در کشورهای پیشرفته تا نعنا و مفهوم خیلی چیزها را دانسته و گوشی دستشان می آمد.
این مقال را فعلاً به حال خود می گذارم.
بدرود./








علاقه مندی ها (Bookmarks)