قسمت دوم
زن و فرهنگ سازی
همانطور که گفته شد ، زن پرورنده است ، و انسان سازی مهمترین نقش اوست چون تربیت فرزند کار زن است در مقام مادر .
همه می دانیم که اساسی ترین وظایف و مسئولیتها در جوامع به عهده مردان است و در ظاهر چنین به نظر می رسد که زنان توان انجام چنین اموراتی را ندارند ، و یا اینکه محروم داشته شده اند.
اما حقیقت چیز دیگری است ، حقیقت اینه که زنان" بنیان امورند" ، برای روشن تر شدن این مدعا به نقش زن در ابعاد همسری و مادری توجهی می کنیم :
زن در مقام همسر :
ناگفته پیداست وجود زن برای مرد منشاء آرامش است و تأمین عاطفه ، و این موضوع آن چنان اهمیت دارد که زنان ناسازگار مردان خود را ناکارآمد و افسرده یا عصبی می سازند، و برعکس زنان مثبت اغلب یک پای موفقیت مردانشان هستند ( تاریخ زندگی بسیاری از مردان موفق گواه این مدعاست) .
با این اوصاف:
هر چقدر زن در مظهر ربوبیتش فعلیت پیدا کند ، مرد را توانا تر و کارآمد تر ساخته و حتی منشاء شکوفایی و رشدش خواهد شد ، و مردی که صاحب چنین زنی است ، می تواند در انجام مسئولیتهایش موفق باشد ( اگر نارسائیهای شخصیتی ناشی از تربیت غلط نداشته باشد ) ودر آنچه او به عنوان وظایف اساسی که عنوان شد به انجام می رساند زن سهیم است و سهم بنیادی دارد .
زن در مقام مادر :
در این موقعیت زن نقش حساس تری را به عهده دارد ، و آن هم تربیت کس یا کسانی است که در سنین بزرگسالی یا به عنوان یک زن ایفای نقش می کند یا مرد ، که اگر خوب این رسالت را به انجام برساند حاصلش تحویل پسران و دخترانی سالم و رشد یافته است ، و این چرخه ادامه پیدا می کند .
اگر:
زنان جامعه نقش خود را در ابعادی که گفته شد به خوبی ایفا کنند ، قطعاً جامعه مملو می شود از افراد سالم و کارآمد و مؤثر و مفید و سعادتمند .
با اطمینان و اعتقاد راسخ مدعی هستم فرهنگ جوامع را زنان می سازند ، اگر زنان درست عمل کنند ، فرهنگی سازنده و غنی در جامعه حاکم خواهد شد و برعکس آن نیز صادق است ، چرا که .....
****









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)