[align=justify]
1:: سعی کنید آگاهیتون رو در این مورد بیشتر کنید. مثلا پست 4# خیلی مفیده. و در ضمن:نوشته اصلی توسط بال تكين
من هم روی این صحبت keyvan تاکید می کنم که این فقط خوابه، و اینکه موضوع این خوابها این مسئله بخصوصه، نباید باعث بشه "خواب" بودنشون رو فراموش کنیم.
براتون پیش نیومده که خواب مرگ یکی از بستگانتون رو ببینید، و بعد از بیدار شدن دچار اضطراب شدید باشید و باورتون نشه که اون شخص زنده ست و شما فقط خواب دیدید؟
دقت کردید که هرچند بعد از بیدار شدن اون خواب کاملا عینی و حقیقی به نظر می رسه، و شاید در طی روز هم شما همچنان گرفته و ناراحت باشید، اما بعدش همه چی مبهم و فراموش می شه؟ این خواب های همسرتون هم دقیقا از همین قانون پیروی می کنند.
2:: فراموش نکنید:
>> "منطق" و برخورد منطقی با مسائل خوبه، به شرط اینکه "واقعی" باشه، نه "ساختگی" <<
در مواقعی که احساس و منطقی ما مقابل هم قرار می گیرند، خطری که تهدیدمون می کنه، اینه که لباس منطق بپوشیم و اجازه ندیم اطرافیانمون از این احساسات مطلع بشن.
بنابراین تا زمانیکه این خوابها آزارتون می دن، وانمود نکنید که خیلی راحت دارید با موضوع برخورد می کنید.
3:: اما سوالی که مطرح می شه (و خودتون هم پرسیدید) اینه که چطور باید این آزردگی رو بروز داد؟
راهی که ما معمولا انتخاب می کنیم، خشم و برخورد تنده! که خودتون هم گفتید این درست نیست.
اما راه دیگه چیه بال تکین؟ شما چطور می تونید این آزردگی رو به همسرتون منتقل کنید، اما از راهی غیر از ایجاد تنش؟
لطفا حتما به این سوال فکر کنید، از مقالات تالار (که شاید keyvan لطف کنند و چندتاشون رو برامون بذارن) هم کمک بگیرید، و جواب هاتون رو در چند بند خلاصه کنید و اینجا بنویسید که ما هم استفاده کنیم.
[/align]







[/align]

علاقه مندی ها (Bookmarks)