[align=justify]digitalman و نقاب عزیز،
بهتون اطمینان می دم که احساسات من "هرگز" درگیر شخصی نمی شه، مگر اینکه اون شخص همسرم باشه.
من که گفتم این عشق در من نیست، در کس دیگه ایه، پس چطور دچار این سوء تفاهم شدید؟؟ من خیلی عاشق پیشه به نظر میام؟؟ :D
شاید لازم بوده بیشتر توضیح بدم. ببینید من در مواجهه با اشخاصی که من رو فرشته!!! می بینند!!! دو نوع رویکرد دارم:
1:: سریعا رهاشون می کنم.
چون عاشق به قول سقراط، خودش رو مالک معشوق می دونه، و می خواد همه ی دنیای معشوق باشه، ولی من از عهده همچین چیزی برنمیام.
نقش ازدواج در زندگی من اونقدر زیاد نیست که بخوام همه عمرم رو خرجش کنم. ما یک مدت کوتاه ساکن این سیاره ایم، و این چیزیه که من همواره در نظر دارم.
با نقاب هم موافقم که عاشق زود دلخور می شه، مثلا همین دیروز لحن من در صحبت کردن با این آقایی که می گم جدی بود، همین باعث شد که اشک تو چشماشون جمع بشه!! و گفتند که با من این اندازه خشن نباش!! (جمله دقیقشون یادم نیست) در حالیکه من فقط جدی بودم.
2:: رویکرد دومم هم این بوده که به خودم فرصت شناخت دادم، که باز هم عشق مانع شناخت صحیح شده. و من بارها این جمله رو شنیدم که اگه این مسئله رو بهت می گفتم، ردم می کردی، اگه می گفتم در اون مورد چه احساسی دارم، ولم می کردی، و ...
البته خوشبختانه من در صورتیکه بفهمم اشتباه کردم، خیلی فوری نگاهم عوض می شه و کلا از این اشتباهات آسیب نمی بینم. چون اولا آدم مقیدی هستم و شکل روابطم خیلی محدود و سنجیده ست، و ثانیا تابع منطقم هستم. اگه بفهمم که یک اشتباه منطقی رخ داده، خیلی زود با واقعیت انطباق پیدا می کنم (در حد ثانیه).
اما راه میانه از نظرم اینه که اول علاقه شخص مقابل کنترل بشه، که بعد راه شناخت صحیح و آزادانه باز بشه.
به نظرتون چطور می شه عشق رو در شخص مقابل متوقف کرد؟
[/align]







[/align]

علاقه مندی ها (Bookmarks)