سلام و ممنون از آتنا
من فقط یه موردش رو جواب می دم. در مورد اولیش.. زمانی که خودم برای اولین بار این طور شده بودم :
قسم به عشقمون قسم.... همش برات دلواپسم.... قرار نبود این جوری شه.... یهو بشی همه کسم....
راستی چی شد.... چجوری شد.... این جوری عاشقت شدم.... شاید می گم تقصیر توست.... تا کم شه از جرم خودم....
-----------------------------------------------------------------
به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری.... چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری....
نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم.... تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جاری....
*****************************************
از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ.... گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا من....
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار.... تو با خنده ای نوشتی همسفر خدانگهدار....
-----------------------------------------------------------------
بنویس مهلت موندن یه نفس بود.... سهم من از همه دنیا یه قفس بود....
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم.... سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم....
-----------------------------------------------------------------
من که تو بن بست غربت .... خالی از آواز پاییز....
فکر چشمای تو بودم.... با دلی از گریه لبریز....
-----------------------------------------------------------------
شب عاشقونه من که حروم شد.... مهلت موندن با تو که تموم شد....
می دونستم باید از تو می گذشتم وقتی از غربت چشمات می نوشتم....
که اگه دقت کنید دقیقا منطبق بر احوال من بود.
مرسی که خوندید..!!







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)