سلام.بر "eferia" و سایر دوستان عزیز.
امیدوارم گفته های دوستان و راهنمایی های دلسوزانه آنان مکفی بوده باشد...
اما بنده هم در تایید سخن شما باید بگوییم::
""انتظار"" از خدا تنها کم ترین حقی هست که بنده از او دارد. اگر ما بدانیم خداوند همیشه و در همه حال مشتاق شنیدن انتظارات و ارزوها و خواسته های ماست حتی یک لحظه را هم از خواست دریغ نمی کنیم.
خدا همیشه در انتظار است تا بنده اش چندکلامی خالصانه با او سخن بگوید نه اینکه به بنده محتاج است...نه!! بلکه بنده به وجود خدا و راز و نیاز و دردودل با خدا محتاج است و باعث آرامش خیال و ترقی اوست.
اتفاقا ما همواره در برابر خداوند "لوس" هستیم زیرا محتاج اویم. اگر تنها یک لحظه از ما چشم بپوشاند دیگر ........
>>دوست خوبم....متاسفانه ما بعضی اوقات از حکمت و رحکت خدا غافل می شویم/// او آمرزنده است ...حتی بدترین بندگان خدا نیز در پیش او جایگاهی دارند.
مشکل اصلی ما این است که دچار افراط و تفریط هستیم. گاهی زیاده در انجام واجبات و کارهای نیک غرق می شویم که از لذت های دنیا محروم.....و گاهی چنان در انجام دادن اعمال حرام خبره هستیم که ...از آخرت غافلیم.
نمی خواهم زیاد مذهبی سخن بگوییم ..زیرا بنده خود زیاده مذهبی نیستم ولی تنها مذهب و تنها باورم این است که قدری اگر دلم را پاک سازم متقابلا خدا نیز تمام وجودم را پاک می سازد.
دوست گرامی شما را درک می کنم....می دانم سخت است. و سخت تر فراموش کردن یک تجربه و اشتباه تلخ.
ولی اکثر اوقات ما دچار خطاهایی می شویم که ذهن و روح ما را نهیف می سازد. چنان در خاطرات اشتباه خود غرق می شویم که یادمان می رود ما هم انسان هستیم و برترین موجودات عالم.وجود تو و من همه از خوبیست و پاکیست.
بنابراین حفظ این وجود و روح پاک کار سخت و دشواریست. هیچ یک از ماها معصوم نیستیم . پس احتمال خطا بسیار است.
دوست گرامی من که گفتم شما دل پاکی دارید چون یکی از ویژگی های بارز دل پاک.. اعتراف به گناهان است و تلاش برای اصلاح خطاها..
اما چگونه می توانی "دلت" را پاک تر سازی؟؟؟
همینک شما در مرحله دشواری قرار دارید که همین مرحله خود امتحان بزرگیست.. یعنی مرحله پشیمانی از خطاها. و عذاب وجدان.
در این مرحله "دل" و "روح" پاک خود را نشان می دهند....زیرا از طرفی ما سرخورده از خطاهای گذشته هستیم و از طرفی دیگر در تلاش برای جبران خطا.
اگر گفتم این مرحله یک امتحان دیگر است به این خاطر بود که ......توان هر فرد در این مرحله مشخص می شود یا او از خاطره ثبت شده در ذهن خود خسته می شود و خود را گناهکار واقعی مپندارد و دیگر انگیزه ای برای هدایت به مسیر درست در خود نمی بیند..
ویا از گذشته ها درس می گیرد(مانند شما دوست مهربانم) و درصدد اصلاح خود برمی آید.
پس بدان حال خدا مشتاقانه پذیرای دردودل و سخنان توست....اگر او مشکلت را حل نمی کند نه اینکه بنده اش را دوست ندارد بلکه می خواهد ""دوست داشتن"" بنده اش را امتحان کند و بسنجد.
امیدوار باش و شاد......در این مسیر به پیش رو....خدا با من و توست دوست مهربانم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)