دوست عزیزم:
سلام دوباره:
متاسفانه یا خوشبختانه این بحث برای من بیش از حد جالب هست!!!!!!!
خوشحالم که شما تا این اندازه فهیم هستید....
کاملا صحیح است ..من یکی که در تمام کارام به قول دوستان به غرق شدگی می رسم ..کاملا درسته . من موافقم....
افراط و تفریط در هر کاری غلط است...و من کاملا موافقم..
البته من بحث را از ابتدا این طور در نظر گرفتم که شما منظورتون هر گریه و ناراحتی است...وگرنه در مسائل افراطی که تکلیف کاملا مشخص هست....و این کار کاملا غلط است ...
من در حقیقت نظرم روی روابط ایده ال و درست بود....
بحران در رابطه ها به خاطر فقط یک چیز نیست....
من تصورم بر این بود که شما در حال بررسی مسائل روانشناسی این هستید که چرا مردها دقیقا به نیازهای زنان پاسخ نمی دهید...
من این چنین هستم در رابطه هام و خیلی به کسی که دوست دارم وابسته می شم و برام مهم هست که پا به پای من لذت ببره ولی نه اونقدر که یک نفر باشیم چون این که از بیخ و بن غلطه و جای بحث نداره..
منظور من در حقیقت توجه بود..
حالا به این که کار ندارم چون بحث اصلا گریههست....
من بازم فکر میکنم سوال من پا برجاست دوست من....
آیا با این حس فروخفته باید چه کرد؟
منظورم در تاپیک قبلی وابستگی نبوده منظورم درک نیاز بوده .....و پاسخ ندادن به یک نیاز...
که در حقیقت موضوع اصلی در تاپیک هست......
حالا در ادامه بحث حتما منم روشن تر می شم!!!!
خودمم یاد می گیرم این راهکارا و عقیده ها رو!!!!![]()







:
هست....

علاقه مندی ها (Bookmarks)