دیوانه و مستی را خواهی که بشورانی
زنجیر خودم بنما وز دور تماشا کن
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
دیوانه و مستی را خواهی که بشورانی
زنجیر خودم بنما وز دور تماشا کن
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
نگارا گر مرا خواهی وگر همدرد و همراهی
مکن آه و مخور حسرت که بختم محتشم بودی
بتا زیبا و نیکویی رها کن این گدارویی
اگر چشم تو سیرستی فلک ما را حشم بودی
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
يك لحظه مبر زبنده ، كه نيست
بي آب سفينه را رواني
من مصحف باطلم وليكن
تصحيح شوم چو تو بخواني
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
یارب کجاست محرم رازی که یک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چها شنید
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دو چشم را تو ناظر هر بی نظر مکن
در ناظری گریز و ازو آن خویش جوی
نقلست از رسول که مردم معادنند
پس نقد خویش را برو از کان خویش جوی
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق زهربی سرو پا ئی نکنیم
تشکرشده 375 در 164 پست
ملكا ذكر تو گويم كه تو پاكي و خدايي
نروم جز به همان ره كه توام راهنمايي
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
یک دم ای خوش عذار حال مرا گوش دار
مست غمت را بیار رسم نگهبانیی
عابد و معبود من شاهد و مشهود من
عشق شناس ای حریف در دل انسانیی
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
یک زمین نقره بین از لطف او در عین جان
تا بدانی کان مهم را آسمانی دیگر است
عقل وعشق و معرفت شد نردبان بام حق
لیک حق را در حقیقت نردبانی دیگر است
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین
آنچ ممکن نبود در کف او امکان بین
آهن اندر کف او نرمتر از مومی بین
پیش نور رخ او اختر را پنهان بین
در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)