1) در مورد تحصیلات بنظرم اگر در سایر مسائل هم سطح باشید ( مخصوصا مذهبی و فرهنگی و تا حدی اقتصادی ) ؛ اینکه یکی ارشد باشه و دیگری دکتری مشکلی ایجاد نمیکنه اما اگر تفاوتها و مشکلات عمیقی داشته باشید هر موضوع کوچک هم میتونه به یک معضل تبدیل بشه .

2) در مورد اینکه یاد شخص قبلی میوفتید بنظرم طبیعیه . مخصوصا که زمان زیادی هم نمیگذره و شما هم رابطتون بیشتر از یه رابطه به منظور شناخت بوده و درگیر احساسات هم شده بودین ( که بنظرم درست نیست قبل از ازدواج رابطه رو احساسی کرد چون مشکلاتی نظیر مشکل شما بوجود میاره ) . اما چاره کار دادن زمان هست . هر چقدر که لازمه به خودتو وقت بدید حتی میتونید به مشاور هم برید . تا بتونید با خودتون کنار بیایید و بیجهت فکر و احساس خودتون رو درگیر رابطه ای که تموم شده نکنید .
شما الان طبق گفته خودتون یک فرصت خوب برای ازدواج دارید . اگر با یک روحیه خوب و از مسیر صحیح وارد این رابطه بشید و روی زندگیتون تمرکز کنید میتونید طعم خوشبختی رو بچشید . اما اگر با تردید و با احساس نصفه و نیمه وارد این رابطه بشید ممکنه یک فرصت خوب برای خوشبختی و یک زندگی موفق رو با دست خودتون خراب کنید .

یک احتمال دیگه هم اینه که این آقا امتیاز لازم رو ( به طور کلی ) به عنوان یک همسر مناسب از نظر شما کسب نکرده و بخاطر همین شما یا به فکر قبلی می افتید یا تردید دارید که تحصیلات و آی کیو و قد و ... مشکل ایجاد کند .
راه حل هم اینست که به خودتون زمان بدید و با فراغ بال و ذهنی آزاد تمام جوانب رو بررسی کنید . اگر دیدید این مورد را میخواهید که خوب مبارکه . اگر هم دیدید که نه اونی که میخواهید نیست ؛ خوب جواب رد بدید .

کلا من چون دختر با اعتماد به نفسیم پسرایی که خیلی بهم علاقه مند باشن یه جورایی جلوم کم میارن و من این و اصلا دوس ندارم
منظور شمارو از این حرف متوجه نشدم مگه قراره با اون آقا بحث و جدل کنید که ایشون کم بیاره ؟!

موفق باشید .