امضای چشم بارانی:
بدنامی حیات دو روزی نبود بیش
بشنو زمن تا که بگویم چسان گذشت
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت....!
دوست عزیز ...بنده قورباغه ای را نگشته ام...:D یاد داستان شیوانا افتادم که در این مورد بود برای همین روزگاران سخت را تداعی می کند.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)