[align=justify]سلام
با توجه به شخصیت مسئولیت پذیر و آگاهی که از خودتان نشان داده اید، تصورم اینه که خانمی که 6 سال برای رسیدن بهش تلاش کردید، ارزش این تلاش رو داشته.
پس شما در گذشته راه خطایی نرفته اید. و برای رسیدن به مقصودتون به بی راهه ها متوسل نشده اید. از طرفی اون خانم هم شخصیت فهمیده و عاقلی از خودشون نشون داده اند که اهمیت جلب نظر موافق خانواده شون رو نادیده نگرفته اند و اسیر احساساتشون نشده اند.
بنابراین من هر دو شما رو دارای تدبیر و بلوغ فکری لازم برای اتخاذ تصمیم درست و اداره یک زندگی موفق می بینم. پس اعتماد به نفس پایینتون جایگاهی نداره.
اما در مورد مسئله ای که پیش اومده، به نظر من بهترین اقدام از جانب شما اینه که یک گفتگوی منطقی با ایشون داشته باشید مبنی بر اینکه: از اونجائیکه ما همه تلاشمون رو برای ازدواج کردیم، ولی خانواده شما رضایت ندادند، و از طرفی بدون رضایت اونها ازدواج ما عاقلانه نیست، پس ظاهرا چاره ای نمونده غیر از اینکه قید ازدواج رو بزنیم. و علاوه بر این چون ما به همدیگه علاقه داریم، حفظ ارتباط نه تنها درد آوره بلکه انتخاب های آینده مون رو هم متاثر می کنه.
فکر می کنم با همچین گفتگویی از اونجائیکه هر دو اشخاص منطقی ای به نظر می رسید، به این نتیجه برسید که به نفعتونه با هم خداحافظی کنید.
دوست شما الان سر دو راهی قرار گرفته. از یک طرف در متقاعد کردن خانواده ش در مورد ازدواج با شما شکست خورده، و از طرف دیگه می بینه که به هرحال باید ازدواج کنه.
بنابراین ((احتمالا)) هم زمان با اینکه دل در گرو مهر شما داره منطقا خواستگارهای دیگه ش رو پردازش می کنه.
فکر نکنید که داره بازیتون می ده، با پروردن این افکار خودتون رو نشکنید و عذاب ندید.
خوب حالا قطع ارتباط با ایشون آخرین شانس شما برای بدست آوردنشونه. به این شکل که ایشون وقتی کاملا از شما جدا شد، اونوقته که تازه طعم از دست دادنتون رو خواهد چشید. بعد موقع فکر کردن به بقیه خواستگارهاش اونها رو با شما مقایسه می کنه، و فکر می کنه که آیا در کنار اونها خوشبخت تر خواهد بود؟؟
به این ترتیب احتمالا (شاید بعد از ماهها) به جایی می رسه که برای متقاعد کردن خانواده ش تلاش دوباره ای می کنه، و از درهای دیگه ای وارد می شه. و احتمال موفقیتش بیشتر می شه، چون خانواده ش هم دیگه می دونند که این انتخاب دختر خودشونه، و از طرف شما شارژ نمی شه.
دقت کنید که وقتی باهاشون خداحافظی کردید دیگه به بازگشتش فکر نکنید و برید دنبال زندگی خودتون. اگه برگشت که دوباره مسئله رو بررسی می کنید. اگر هم نه، به نیروی مثبتی که در این 6 سال بهتون داد قانع باشید و از این نیرو برای ساختن زندگی ای زیباتر استفاده کنید.
زندگی از این بالا پایین ها زیاد داره. دل کندن سخته، اما وقتی بر اساس منطق باشه قابل تحمل می شه. و کائنات " سر راه اونهایی که دست از تلاش برای زندگی شایسته تر برنمی دارند، "خیر" و زیبایی مضاعفی قرار می ده.
[/align]









علاقه مندی ها (Bookmarks)