سلام دوست من . می شه لطفا به من بگی چطور هنوز عروسی نگرفته پیش خانواده همسرتی ؟؟؟
دوست من اصولا یک سری مسائل اگه از عرف خودش خارج بشه مشکل ساز می شه. مثلا بیش از حد پیش هم بودن زن و شوهر توی دوران عقد و ارتباط خیلی زیاد با خانواده همسر توی دوران عقد.

به نظر من هم مدتی از همسرت دور شو . اصلا بهاش دعوا نکن. بگو یک مدت دلت برای خانوادت تنگ شده یا یک بهانه ای تنهاش بذار برای مدتی. متاسفانه گاهی زن و شوهر ( مخصوصا توی دوران عقد) وجود دیگری براشون عادی می شه که قدر داشتن همو نمی فهمن. با خوبی و خوشی ازش مدتی دور باش تا جای خالیه تو رو حس کنه.

و یک نصیحت دیگه. هیچ وقت و هیچ وقت و هیچ وقت دلخوری هاتو از خانواده همسرت بیش از حد به همسرت نگو. مردها خسته می شن و به جای یک برخورد اصولی بدتر روابط رو خراب می کنن.
تو هر مشکلی با خانواده همسرت داری خودت و فقط خودت حل کن و پای شوهرتو وسط نکش. اگه فکر می کنی با خواهرش قاطی بشی قاطی شو ( ولی حواستم باشه . گاهی آدم ها بدون اینکه خودشون متوجه باشند بد می شن واز اینکه یکی هی خودشو به اونا بچسبونه و اونا هم محلش ندن لذت می برن. مواظب باش این حالت برای خواهر شوهرات در مورد تو اتفاق نیفته ) یا اگه فکر می کنی باید محکم تر برخورد کنی و چارجوب هایی رو براشون مشخص کنی ، اینکار رو بکن.

در کل دوست من هنر زندگی کردن و زندگی رو آرام نگه داشتن دسته زنه. بستگی به خودت داره که چقدر سیاست زنانه توی زندگیت داشه باشی. 99% مردهای ایرانی همینن. ربطی نداره چقدر تحصیلات دارن یا تو چه فرهنگی بزرگ شدن. همشون همین وابستگی رو با شدت و ضعف مختلف به خانوادشون دارن. اینو بدون فقط شوهرتو این طوری نیست و یا اگه خدای نکرده از همسرت جدا بشی مرد بعدی توی زندگیت این نقطه ضعفو نداره !!!
به جای گریه و زاری و افسردگی راهی منطقی و عاقلانه برای حل مشکلت پیدا کن. و نذار لحظه های شیرین زندگیت دستخوش این حرف های تکراری ( که از زمان مادربزرگ هامون بوده و تا زمان نبیره هامون هم هست ) بشه.