متاسفانه من اعتماد به نفس کمی دارم .و اصلا از خودم راضی نیستم و شانس اوردم که از نظر ظاهر در حد خوبی هستم البته قصد تعریف از خودمو ندارم اینارو میگم که بدونید من چه چور خصوصیتی دارم. اما اگه یه روز احساس کنم که از چهره ام راضی نیستم اخلاقم خیلی بد می شه و دلم می خواد تنها باشم حتی سعی میکنم از همسرم دور باشم تا منو نبینه و اون همیشه از این موضوع ناراحت می شه و می گه که من اشتباه می کنم.. به خاطر همین اعتماد به نفس کم همیشه به خودم ضربه وارد می شه مثلا وقتی تو جمعی باشم وکسی منو تحویل نگیره بهم می ریزم و احساس حقارت می کنم . از وقتی یادم می یاد همینطوری بودم.برای همین توی جمع خونواده شوهرم که به من خیلی خیلی کم توجه هستن دلم می خواد کمتر حضور پیدا کنم ولی متاسفانه اونا خونواده پر جمعیتی هستن و هر هفته دور هم جمع می شن شوهرمنم دوست داره تو جمعشون باشه ولی مراعات می کنه و هر 2 هفته در میون دعوتشونو قبول می کنه.. تو رو خدا کمکم کنید که من چی کار کنم. وقتی خواهر شوهرم نیست همه چی خوب پیش میره ولی به محض ورود اون همه به طرفش میرن ومن تنها می مونم و مجبور میشم پیش همسرم که تو جمع مردونه هست برم البته اونم خودش اینا رو می دونه و کم و بیش درکم می کنه. لطفا راهنماییم کنید که من باید چی کار کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)