ممنونم از راهنماییتون فرشته مهربان
از نظر رابطه عاطفی باید بگم که ما خیلی همدیگه رو دوست داریم و بارها هم من و هم ایشون به این موضوع اشاره کردیم که اگه این ارتباط وجود نداشت تحمل این وضعیت و مشکلات خانوادگیمون غیر ممکن بود. چون در حال حاضر هر دو داریم با مشکلات خیلی سخت و جدی توی خانواده دست و پنجه نرم می کنیم. فکر نمی کنم دونستن مشکلات به ارائه راه حل برای مشکل من کمکی بکنه. چون به محض بر طرف شدن این موانع ما رسما نامزد می کنیم و از این بابت مطمئنیم.
درسته که محدودیت های شرعی دور کننده نیست ، اما قبول کنید از یه حدی که بگذره دیگه خیلی کلافه کننده می شه. ما 6 ماهه که داریم حدااقل روزی یک ساعت با هم حرف میزنیم، قبول کنید که خیلی با هم آشناییم و خوب همدیگه رو شناختیم ، الان دیگه صحبتهامون پیرامون مسائل روز و سریال ها و غذا و ....این چیزها شده که البته باید شامل این چیزها هم باشه اما دیگه از خودمون حرف نمی زنیم! این من رو خیلی ناراحت می کنه. چند بار هم من صحبت رو کشوندم سمت خودمون و آینده مون ولی ایشون زیاد تحویل نگرفت و منم از زدن حرفم پشیمون شدم. علتش هم واضحه ، من فکر می کنم که تحمل این شرایط برای آقایون خیلی سخته! مخصوصا اگه طرف خیلی خیلی مقید و پایبند باشه و حتی گفتن کلمه دوستت دارم رو هم مشروط به محرم بودن بدونه.
باید اشاره کنم که ما واقعا عاشق هم هستیم و به طور غیر مستقیم به هم علاقه مون رو نشون می دیم. اما دیگه تحمل این دوران خیلی سخت شده.من خودم دیگه تحمل این دوری و جدایی رو ندارم. الان 3 هفته است که ما همدیگه روندیدیم!!!چون خانواده هامون موافق نیستن.
برای تماس های تلفنی هم محدودیت داریم. واقعا کلافه کنندست. من خسته شدم.لطفا خودتون رو جای ما بذارین وکمکمون کنید
راستی من منظور شما رو از خودسازی نفهمیدم.یعنی چی به هم تو راه خودشناسی کمک کنیم؟ یعنی چی کار باید بکنیم؟
ممنونم.
در ضمن من دوباره به این موضوع اشاره می کنم که سوال من صرفا در مورد چگونگی گذروندن این زمان تا زمان مهیا شدن شرایط نامزدی و ازدواج است. یعنی چی کار کنیم که این زمان طولانی که معلوم هم نیست چند ماه دیگه طول بکشه روند فرسایشی پیدا نکنه. من حتی از رفتن پیش مشاور هم نتیجه نگرفتم و نتونستن من رو راهنمایی کنن.چون واقعا شرایط عجیب و غریبیه!
باز هم سپاسگذارم









علاقه مندی ها (Bookmarks)