سلام
اونجور که من فهمیدم این بنده خدا از فامیل های نزدیکتون نیست برای همین درک نمی کم اصلا چرا رفتید برای خداحدافظی تا باقی قضایا پیش بیاد لطفا این نکته رو توضیح بدید چون به نظرم عجیبه اما با این شرایط من میگم شما بی محلی کنید کم کم موضوعات دیگه ایشون رو منحرف می کنه از این به بعد هم تجربه شما بشه تا به هرفردی اهمیت بدون دلیل ندید تا ازش سواستفاده کنه ببینید احترام بزرگترها واجبه اما واجب تر از اون زندگی شخصی شماست که شاید به خاطر این موضوع خراب بشه تاحالا به شوهرتون غر نزدید که این فامیل شماست؟ اینا کدورت میشه و خوب نیست محترمانه باید بهشون تفهیم کنید مسائل شخصی شما به اونها ارتباطی نداره
می تونید یه بار که دخالت کردن بفرمایید بهشون "مرسی بابت راهنمایی تون حالا با شوهرم مشورت می کنم و خودمون یه تصمیمی می گیریم "دقت کنید که تاکید کنید روی تصمیم دونفره و دیگه بحث نکنید که نظرشون درسته یانه چون اینجوری فکر می کنند اهمیت می دین به نظرشون و اگه هم ادامه دادن بفرمایید که "بله متوجه حرفاتون شدم مرسی که بفکر هستید" بهترین راه هم به اصطلاح انداختن توپ توی زمین فرد مقابله یعنی وسط بحث یهو یه سوال چالشی بپرسید مثلا "اون لباسه که خریدید قیمت اش چند بود؟" یا "راستی حال فلانی چطوره؟" انگار بحث مهمی نبوده و توجه ای نکردید که باید هم همین طور باشه کم کم متوجه می شید که جدا هم به حرفاشون اهمیت نمی دین
در مورد اینکه پشت سرتون حرف می زنن آدم باشخصیت حرف رو جلوی فرد می زنه و فقط ترسوها و به اصطلاح خاله زنک ها سخن چینی می کنن پس ناراحت نباشید از کوزه همان برون تراود که در اوست بی خیال باشید در کل و نزارید مشکلاتشون وارد زندگیتون بشه
در پناه حق
و یه نکته خیلی مهم : هرگز و هرگز و بازهم تکرار می کنم هرگز با این فرد به مشاجره و مرافعه دعوا نکنید چون اولا شان شما رو در حد این فرد میاره پایین وثانیا برای شخص ثالث اینطور به نظر بیاد که شما در مقابل دلسوزی های این فرد ناسپاسی می کنید









علاقه مندی ها (Bookmarks)