دوست خوبم....من كاملا دركت ميكنم نه اينكه خودم اين مشكل رو داشته باشم اما همونطور كه گفتم دو تا از همكلاسي هام كه باهم دوست بودن اين مسئله رو داشتن
ببين قبلا هم گفتم همسرت دلش ميخواد هميشه براي تو بهترين باشه مثل بچه اي كه دوست نداره والدينش ازش برنجن..هميشه از دست خودش ناراحت ميشه كه چرا من كاري كردم كه مهسا ازم برنجه در واقع به خاطر گذشته اي كه داره هميشه عذاب وجدان داره يه جور حس طرد شدن از همه كس و همه جا......نذار اين حس رو راجع به تو هم بكنه بذار بفهمه چقدر دوسش داري بهش بگو كه اگه يه روز نباشه چه قدر احساس بيكس ميكني و .....
نمگم براش قصه ببافي صد درصد يه خوبي هايي داره كه تورو به زندگي دلخوش كرده درسته؟؟اگه دو تا ايراد ازش ميگي يادت باشه حتما حتما شش تا خوبي و حسنشو بگو ......هر ادمي يه شخصيتي داره عزيزم همسر تو هم اينجوري بايد بدونه ديگه مثل دوران كودكيش همه نميخوان بزنن تو سرش ....در عوض حالا زن مهربوني داره كه به وجودش افتخار ميكنه....حتما امتحان كن ببين نتيجه ميگيري يا نه.....
راستي فكر ميكنم يه كم از حساسيتت نسبت به خانواده همسرت كم مني بهتر پيش ميري![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)