سلام
خواهش میکنم به من خان نگید من فقط آرش خالیم از این واژه خوشم نمیاد
خانم ها قدر خودشون رو بدونن چون:
عوارضی وبیماریهایی که بعدا آمارش رو بهتون میدم به مراتب در آقایون بیشتره ببینید:
1-عارضه کور رنگی نسبت این عارضه در خانم ها به آقایون 2700000 به یک نفر ه
2-عارضه هموفیلی در خانم ها بازم 2700000به یک نفره
3-تالاسمی در خانم ها نسبت به آقایون 2600000 به یک نفره
4- عارضه سایکلسل که منتج به نرسیدن اکسیژن به خون می شه در خانم ها نسبت به آقایون 2500000 به یک نفره
5- عارضه کچلی یا تاسی سر سه میلیون به یک نفره
6- عارضه خل چلی و عقب ماندگی ذهنی که منشا کروموزومی داره 400000 به یک نفره
وهمچنین
بعد از تولد دخترها نسبت به پسرها زودتر می ایستند. زودتر می نشینند زودتر دندون در میارند زودتر غذا می خورند زودتر حرف می زنند زودتر با محیط پیرامون ارتباط بر قرار می کنند
و همچنین یک نوزاد یک و نیم روزه دختر در ارتباط حسی با پیرامون خود برابر است با یک نوزاد سه ماهه پسر مثل دختر خودم که چهار روزه بود با کیسه پلاستیکی بازی می کرد و وقتی شش روزش بود روی پاش می ایستاد
و اما خدمت برادر و خواهران مجرد خودم بگم که چشمتون رو بهتر به اجتماعی که در اون زندگی می کنید باز کنید کمی واقع بینانه به اطرافتون نگاه کنید سعی کنید با خدا و خود تون همسرآیندتون ومردم رو راست باشید که این عین نجابت وصداقت است ونتیجه خوبش را در همین دنیا واون دنیا خواهید دید .واینو از یک عزیزی بشنویدکه :
شب بود اما حسنک به خانه نیامده بود حسنک مدتها که به خانه نمی آید او به شهر رفته بود.آنجا شلوار جین و تی شرتهای تنگ به تن می کرد او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند موهای حسنک دیگه مثل پشم گوسفند نیست چون او گیلت می زند
دیروز که حسنک با کبرا چت می کرد کبرا گفت که تصمیم بزرگی گرفته است کبرا تصمیم داشت دیگر با حسنک چت نکند چون او با پطرس چت می کرد پطرس پای کامپیوترش نشسته و چت می کند. روزی پطرس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود او نمی دانست سد تا چند لحظه دیگر می شکند و از این رو در حال چت کردن غرق شد.
کبرا برای مراسم دفن او تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود ودلش نمی خواست لباسش را در بیاورد ریز علی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت قطار به سنگها برخورد کرد ومنفجر شد کبرا ودیگر مسافران مردند اما ریز علی بدون توجه به خانه رفت.
خانه مثل همیشه سوت و کور بود الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریز علی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد او اصلا حوصله مهمان ندارد او اصلا پول ندارد که شکم مهمان را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد ا
او آخرین باری که گوشت قرمز خرید چوپان دروغ گو به او گوشت خر فروخت اما از چوپان دروغ گو هم گله ای ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغ گو دارد وبه همین دلیل است که دیگر در کتابهای دبستان آن داستانهای قشنگ وجود ندارد
مخلص انسان های خوب پاک عاشق آرش








علاقه مندی ها (Bookmarks)