سلام دوست عزيز
من هم با نظر فيلو سارا كاملا موافق هستم شما خيلي عجولانه تصميم گرفته ايد و موضوع راحت تر قابل حل بود چرا كه همانطور كه خودتان نوشته ايد خواهر شما به اون پسر علاقه دارد و ظاهرا خواهر شما يك عاشق لجباز است گاهي ما عاشق فرد غير مجازي ميشويم فقط به اين دليل كه از او خنجري بسازيم كه به وسيله او به جان خانواده مان بيفتيم و همه را قتل عام كنيم.شما ميدانيد كه اون پسر از لحاظ شغل،امكانات مالي،و خانواده و...در سطح پايين تري از خانواده شما قرار دارند اين پسر بيكار و سرگردان است و براي شروع زندگي مشتركش هيچ اندوخته مالي و علمي ندارد خواهر شما عيبهاي اون پسر را نمي بيند اما شما و پدر و مادرتان عيبهاي او را ميدانيد و به خواهرتان هم گفته ايد اما خواهر شما به اميد تغيرات معجزه آسايي تصميم گرفته با او ازدواج كندتا بتواند كمكش كند كه كار مناسبي پيدا كند،ادامه تحصيل دهد،بعضي از رفتار زشتش را كنار بگذارد و خيلي از تغيرات ضروري ديگر پس اين امكان وجود دارد كه در محضر قاضي نسبت به همديگر ابراز علاقه نمايند و در آن صورت با توجه به مشكل پيش آمده براي خواهرتان ممكن است قاضي راي به ازدواج اين دو نفر دهد و شما و خانواده كاملا با اين امر مخالف هستيد و خواهر شما صغير مميز است قانونگذار افراد صغير را به دو دسته صغير مميز (بالاي 13 سال)و صغير غير مميز(زير 13 سال)تقسيم بندي ميكند و با توجه به اين موضوع و مواردي كه در حين دادرسي پيش خواهد آمد و اين احتمال وجود دارد كه دادگاه راسا اقدام به وكيل تسخيري براي آون پسر نمايد به هر حال بهتر است بيشتر دقت كنيد كه در پايان پشيمان نشويد و احتمال ديگر درز موضوع از خود نيروهاي انتظامي مامور بدرقه زياد است (راز تو اسير توست هر گاه آن را فاش كردي تو اسير آن ميشوي)و در آخر اميدوارم هرچه هست ختم بخير شود...موفق باشيد








علاقه مندی ها (Bookmarks)