به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 مهر 88 [ 06:21]
    تاریخ عضویت
    1388-6-24
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    2,595
    سطح
    30
    Points: 2,595, Level: 30
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    94

    تشکرشده 95 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اختلاف با خانواده خودم؛ می خواهم از آنها جدا شوم

    سلام دوست عزيزawatdr

    يشرفت شما گفته ايد كه خانواده مانع پيشرفت شما ميشوند ولي ننوشته ايد كه چه پيشرفتي تحصيلي،شغلي،اجتمايي،....و آيا آن چيزي كه از نظر شماپيشرفت است چرا از نظر خانواده پيشرفت نيست مگر ممكنه خانواده ايي خواستار عدم پيشرفت فرزندان خود باشد!! پدر و مادر، شم را دوست دارند و حتما صلاح شما را ميخواهند در ضمن يادتان نرود شما تنها فرزند ذكور خانواده هستي و حمايت خواهران و پدر و مادر پير شما به عهده شماست نه اينكه آنها را رها كني اين رسم معرفت و بزرگ منشي نيست براي روشن شدن موضوع براي اينكه بداني از هر دستي دادي از همان دست پس خواهي گرفت و اينكه آگاه باشي كه هر كاري كه تو در حق والدين خود بكني همان را فرزندان تو با شما خواهند كرد در زير داستاني را براي شما نقل قول ميكنم: پیرمرد سالخورده ای با پسر و عروس خود زندگی می کرد. آن ها با پدر سالخورده خود ناسازگار بودند، تا اینکه روزی ظرف غذا از دست لرزان پیرمرد سالخورده به زمین افتاده و چند لک کوچک روی لباس عروس و شلوار فرزند مغرورش افتاد. ناگهان هر دو خروشیده و به یک باره از پدر کناره گیری کردند. از آن پس هنگام صرف غذا پیرمرد را در سفره ای جداگانه در گوشه اتاق می نشاندند و خود برسر میز غذا می نشستند. پیداست که این حرکت برای یک پدر علاقه مند به فرزند تا چه اندازه ناگوار و تحمل آن دشوار بود، اما برای رضایت خاطر پسر و عروسش هیچ نمی گفت و در کاسه چوبین مخصوص خود غذا می خورد و بچه هایش را دعا می کرد. یکی از نوه های شیرین زبان و باهوش پیرمرد، روزی از پدر جوان و بی عاطفه خود پرسید: «چرا چند روزی است سفره غذای پدر بزرگ را جدا کرده اید و صندلی او را در سر میز خالی می گذارید؟!» پدر گفت: «بخاطر اینکه پدربزرگ پیر و کثیف شده!» کودک با تعجب بسیار گفت: «همین؟!» پدر پاسخ داد: «آری.» چند روز گذشت. روزی به هنگام خوردن غذا، کودک را صدا زدند که برسر میز حاضر شود. کودک گفت: «الان می آیم.» دقایقی طول کشید، پدر و مادر گفتند: «پس چرا نمی آیی؟» کودک گفت: «مشغول هستم.» پدر و مادر تاکید کردند که; غذایت سرد می شود زودتر بیا. باز هم طفل نیامد. بالاخره به تندی و عتاب گفتند: «پس چرا نمی آیی؟» کودک گفت: «دارم کاسه می سازم، صبر کنید تا تمام شود، بعد می آیم.» پدر و مادر با تعجب گفتند: «کاسه برای چی؟! »کودک پاسخ داد: «مثل همان کاسه که شما برای پدر بزرگ ساختید، من هم دارم برای شما می سازم تا هر وقت به سن پدربزرگ رسیدید و پیر و کثیف شدید، سفره غذای شما را جدا کنم و در آن کاسه به شما غذا بدهم! » و در آخر در مورد سوالتان بايد بگويم تا زماني كه پدر در قيد حيات است شما هيچگونه حقي از دارايي هاي وي نداريد و او ميتواند قبل از فوتش همه داراييهايش را به نام همسر يا تعدادي از فرزندانش كند و به شما هيچ حقي ندهد اما خداي ناكرده در صورت فوت پدر ماترك آن بين ورثه تقسيم ميشود كه همسر يك هفتم و دختر نصف پسر از كل ماترك متوفي ارث ميبرند ...موفق باشي

  2. 4 کاربر از پست مفید kolbeh تشکرکرده اند .

    kolbeh (دوشنبه 13 مهر 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.