سلام برادر عزيزdigitalman
همانطور كه خودتان پدر و خانواده ات را وصف كرده ايي آدمهايي گوشي هستند كه هر لحظه مثل پرچم با هر تغير وزش باد تغير جهت ميدهند شما يك آدم منطقي هستي و نبايد اجازه بدهي ديگران تا اين اندازه در امور زندگي شما دخالت كنند خانواده شما متوجه اين موضوع نيستند كه ما در قرن بيست و يكم زندگي ميكنيم و ديگر دوران اينكه پدر و مادر براي فرزندانشان همسر آينده اش را انتخاب ميكردند گذشته!شايد آن دختري را كه پدر مادر شما براي شما در نظر گرفته بودند بهترين دختر بود و همه اقوام و فاميل از او خوششان ميامد ولي شما كه ركن اصلي اين ازداج هستيد از آن دختر خوشتان نمي آمد شما ميخواهيد با همسرتان زندگي كنيد نه خانواده شما و مادر بزرگتان! شما آنقدر در مقابل اين موضوع كوتاه آمده ايد كه برادر مجرد شما و حتي مدر بزرگ شما به خودش اجازه داده وارد حريم زندگي دو نفره شما شود خيلي قاطعانه در مقابل آنها بايست و به همه اعلام كن كه هيچ كس حق ندارد راجع زندگي من اظهار نظر كند مرك يه بار شيون يه بار بگذار يه با همه از شما ناراحت بشن ولي اين دندان لق را از ريشه بكن و گرنه در آينده دچار مشكلات عديده ايي خواهي شد و توصيه ديگر اينكه اگر در دوران عقد هستي تا اتمام تحصلاتت و پيدا كردن يه شغل صبر كن و بعد يه خون اجاره كن و همسرت را مستقيما در خانه مستقل خودت ببر تا هم حرمت خانواده ات را حفظ كني و هم حرمت همسرت را در غير اينصورت ممكن است آنها رويشان در روي همديگر باز شود و بعد جمع كردن موضوع برايت سخت تر خواهد شد در حال حاضر هم اگر ميخواهي همسرت را ببيني يكي دو بار در ماه با توجه به وضعيت مالي خودت به هتل يه مهمانسرا برويد و از رودررو گرفتم او با خانواده ات جلوگيري كن تا يه كم آبها از آسياب بيفتد..خدا نگهدار








علاقه مندی ها (Bookmarks)