به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 41

Threaded View

  1. #26
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: چه جوری بگم؟!

    از همه ، از همه ی دوستان خوبم بی نهایت تشکر، تشکر و تشکر!
    راستش بعد از خوندن پست هاتون حرفی نداشتم که بخوام بزنم، چون خیلی وقته که به این موضوع پی بردم که در کنار همچین مردی خیلی خوشبختم!! فقط خواستم جواب نامه ای رو که به همسرم نوشته بودم در مورد مشکلاتمون و بهم نوشته و البته عین جملات ایشون رو براتون می نویسم
    1. در مورد موضوع اول ( گیردادن های من نوشته ): باید این را بدانی و می دانی که من خودم عاقل و بالغ ( البته این دو کلمه رو پر رنگش کرده) هستم و میدانم که چه کاری باعث بی ارزش شدن من و همسرم می شود و اگر شما خیلی به این مساله گیر دهید من اعتماد به نفس خود را از دست می دهم، شما می توانید یک تذکر ( با لبخند) بدهی و من هم با نرمی موضوع را توضیح می دهم.
    2. در مورد درس خواندن من خیلی راغب هستم بدانم که درس چقدر درک و شعور انسان را بالا می برد که تو اینقدر به آن حساسی ( من خودم شخصیت و محبوبیتی دارم که از صدها فوق لیسانس بالاترم و می توانم مسائل را تجزیه کنم و اصلا خودم و تو برایم مهم است نه نگاه دیگران.
    3. در مورد موضوع ( تاثیرات حرفهای دیگران بر روی شما) در این مورد تو باید بدانی ناخودآگاه وقتی که از دانشگاه یا سر کار برمیگردی و اخلاق و رفتارت به یکباره تغییر می کند.
    و در مورد انتظارات و توقعات من از ایشون هم نوشته اند: در بین عالم مردان چیزی به نام غرور است و تو فکر می کنی اگر من در جمع مردانه به قول معروف محل نمی گذارم تو را دوست ندارم نه! ( من نمی خوام که مسخره دیگران باشم) و در ضمن تمام دنیا و عالم می داند که من تو را دوست دارم.
    بچه ها اینها جملاتی بود که همسرم برام نوشته بود و من عینا اون جملات رو براتون نوشتم. البته می خوام بگم بعد از خوندن این متن احساس بزرگی خاصی بهم دست داد، از اینکه همسرم به بحث روابطمون اهمیت دادن و در مورد حرفها و گفته هام فکر کردن! و اینکه خیلی خوب و منطقی و متفکرانه جواب دادن خوشحال شدم. با حرفهاش هم موافقم فقط در مورد موضوع آخر یه کم شاکیم، یعنی مردی که توی یه جمعی احترام همسرش رو داشته باشه و بهش توجه کنه و مراقبش باشه یعنی مسخره ست یا غرورش شکسته میشه؟
    نمی دونم شاید دید من و همسرم نسبت به این موضوع و موضوع احترام فرق داره، هر کدوم داریم یه جور دیگه نگاه می کنیم!

    آقای digitalman عزیز ای کاش جملات بهتری رو در پاسخ به کار می بردید ولی به هر حال از نظرتون ممنونم! نه! مشکلات من تنها اینها نیستند ولی به نظر شما ظاهر رفتارهای انسان نمی تونه توی جذابیت ایشون تاثیر بگذاره؟
    غزاله ی خوبم با نظرت مبنی بر اجازه دخالت دادن به دیگرون کاملا موافقم! اما نمی دونم چه جوری باید این مشکلم رو حل کنم! همون اول کار چه حرفی بزنم که دیگه این بحث ادامه نداشته باشه! همون اولش که می پرسن: " برات سخت نیست که با یه آدم تحصیل نکرده داری زندگی میکنی؟" و البته در مورد موضوع اعتماد به نفس هم باز متاسفانه با شما موافقم! اگر من عزت نفس بالایی داشتم حتما از همون روز اول این زندگی به خانواده ام نشون میدادم که من از انتخابم راضیم ولی خب با رفتارهای بچگانه ی خودم باعث شدم همشون فکر کنن که چقدر زندگی در کنار یه مرد لیسانس نداشته سخته! البته در این زمینه بی تجربگی و خامی من را هم اضافه کنید. و دوست دارم که حتما در این زمینه تغییراتی در خودم داشته باشم! لطفا یاریم کنید!
    mamfred عزیز از راهنمایی هات ممنونم راستش گفتی مقایسه یاد این موضوع افتادم که من چقدر بی رحم بودم که در طول تمام مدت نامزدی همسرم رو این جوری آزار دادم و باعث شکسته شدن غرورش شدم! بارها این موضوع رو بهم گفته که این کار رو نکن! دوست داری که من هم دائم شما رو با کس دیگه ای مقایسه کنم؟
    hamishegi مهربون و عزیز با حرفت موافقم! من با داشتن همچین همسری خوشبختم! ولی بابا! حرف حساب من هم اینه: حالا که شما خدا را شکر هم از لحاظ اخلاقی و ادراکی و هم از لحاظ روابط اجتماعی و مالی میتونه به عنوان یه جوون حرفی واسه گفتن داشته باشی خوب چه اشکالی داره استعدادش رو هم که داری درست رو هم بخونی؟ ایشون میگن: من اولا نیازی احساس نمی کنم و نمی بینم که بخوام درس بخونم در ضمن شغلم یه جوریه که وقت خوندن درس ندارم، و یه تفکر جالب دیگه هم دارن اینه که می خوان از لحاظ مادی و مالی ثروتمند بشن! البته این جوری که ایشون گرفتن فکر می کنم بتونم به این آرزوشون دست پیدا کنن!

    من مدرک تحصیلی همسرم رو هم واسه افتخار خودش و هم خودم میخوام، اینکه میتونه یه چیزی رو داشته باشه و نمی خواد! شایدم هم به قول خودش بدش نمی یومده از این موضوع ولی بعد از پافشاری های بی مورد من به این موضوع رسیدن که درس و تحصیلات واسه من مهمتر از خودشون هست و دیگه اصلا تمایلی به انجام این کار ندارن!
    می دونید دیشب بهم میگفت: به این نتیجه رسیدم که تو بخاطر درس خوندن خودت و حالا هم تحصیلات من حاضری من رو از دست بدی! نگو! نه ! که باورم نمیشه! می دونم خیلی تند رفتم، یکدفعه همه چیز رو ریختم به قولی رو داریه! ولی خدا میدونه که قصد و نیتم بد نبود، نمی خواستم با حرفام آزارش بدم، در ضمن من همیشه به موضوع تحصیلات خواستگارهام اهمیت می دادم، همیشه برام مهم بود که همسرم تحصیل کرده باشن! اما نمی دونم واقعا چه اتفاقی افتاد وقتی ایشون به خواستگاریم اومدن! تنها نکته ای که در وجودشون دقت نکردم همین موضوع بود. البته دیگران خیلی این موضوع رو بهم گفتن حتی بعدها به رخم هم کشیدند اما اراده و پشتکار، صداقت و پاکی، بی آلایش بودن و مسئولیت پذیری، خوش صحبت بودن و بی ادعا بودنشون برام جذاب اومد، دیگه این علاقه ام فکر نکردم، همیشه عاشق این بودم که با مردی زندگی کنم که در کنارش آرامش داشته باشم و از لحاظ روحی و روانی بتونه من رو تامین کنه! الان همه ی اینها رو دارم جز همونی که بهتون میگم!
    در ضمن بچه چه جوری اعتماد به نفسم رو زیاد کنم؟
    همیشه فکر می کردم که همسرم من رو بی نهایت دوست داره و من تنها بهش عادت کردم ولی چند وقتی هست که وقتی نگاه های بدون شور و عشقش رو می بینم، وقتی صدای بی محبتش رو میشنوم، وقتی بعضی از بی تفاوتی هاش رو می بینم احساس کردم که من هم از ته قلب دوستش دارم و بارها البته بهش گفتم که به وجودش افتخار می کنم!
    دیروز بهش گفتم که چقدر دلم واست تنگ شده بود! بهم گفت: آره! دلت تنگ شده بود اون وقت می خواستی بخاطر اینکه درس ندارم با بی رحمی تمام ولم کنی و بری؟

  2. 8 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (شنبه 09 آبان 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.