با سلام
من حدود 1.5 سال است كه عقد كرده ام. خانواده من در شهرستان هستند و من همراه خواهرم در تهران زندگي ميكنم. من از اوايل دوران عقد تقريباً هفتهاي 1 يا 2 بار به خانه مادرشوهرم ميرم. در طي اين مدت مادر شورهرم با دخالتهاي خيلي زياد منو رنجنودو مثلاً در مورد محل زندگي آينده ما، نحوه مراسم، عكسايي كه تو مراسم عقد گرفته بوديم، حتي لباس پوشيدن من ايراد ميگيره. من
دختر سر و زبون داري نيستم ولي تا حالا حتي يك بار هم از مادر شوهرم پيش شوهرم شكايت نكردم تا اون ناراحت نشه. فقط گوشه و كنار با خودم گريه ميكردم. پدر شوهر من فوت كرده و شوهرم خرج خانوادشو مي ده. من اين موضوع رو ميدونستم و پذيرفته بودم. ولي حالا احساس ميكنم اونا ميخوان اختيار همه چيزو از من بگيرند تا مبادا من مانع اين بشم كه شوهرم به خانوادش كمك كنه. من دختر حساسي هستم و هيچ وقت با زبونم كسي رو آزار ندادم ولي تقريباً در هر ملاقات حداقل از 1 يا 2 حرف اونا ناراحت ميشم. حتي وقتي با شوهرم ميريم لباس ميخرم مادرش يه جوري با نيش و كنايه تيكه ميندازه.اغلب هم به بهانه صرفه جويي مانع ميشه كه شوهرم واسم كاري بكنه يا چيزي بخره. من دختر متوقعي نيستم ولي انتظار دارم حداقل بتونم با شوهرم تنهايي هر از گاهي حتي واسه لباس پوشيدنم تصميم بگيرم.
اين رفتار مادرش باعث شده كه من تو خونشون كم حرف بشم و زياد باهاش صميمي نباشم. البته چند بار ميخواستم خصوصي بشم ولي اون با زبونش منو آزرد.
چند وقت مي شه كه وقتي ميرم خونشون شوهرم ميره طرف مادرش و زياد طرف من نمياد تا منم به سمت مادرش كشيده بشم ولي اين موضوع باعث بدتر شدن اوضاع مي شه
من شوهرمو خيلي دوست دارم ولي نمي دونم با اين شرايط چه كار كنم.
در حليكه من دختر تنهايي هستم تواين شهر اونا تو اين مدت يك بارم به من زنگ نزدن ولي توقع دارن كه من تحويلشون بگيرم.
به نظر شما بايد به شوهرم بگم كه ازشون ناراحتم يا نه؟ چون بعضيها ميگن در دوران عقد نبايد تنش ايجاد كرد چون دوران حساسيه.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)