درسته که شما دوستش دارید ولی مطمئن باشید وقتی سر زندگیتون برید به طور طبیعی این علاقه معمولی تر می شه و دیگه به شدت الان نیست و اون موقع این مشکلات از الان هم براتون پر رنگ تر می شه .
این حرف خودتونه که نمی خوایید بار زندگی روی دوش شما باشه . شما وقتی احساس می کنید ، در کنار یک مرد زندگی می کنید ، که ویژگی های یک مرد رو در اون ببینید ، اینکه اقتدار داشته باشه ، اینکه مسئولیت پذیر باشه ، اینکه با مشکلات زندگی درگیر بشه به خاطر شما و زندگیش . تو همچین زندگی شما بیش تر نقش یک مادر رو دارید که تو همه چیز فرزندشو حمایت می کنه نه یک همسر .
تصمیم با شماست که می خواید چطور زندگی داشته باشید ؟
آیا تحمل این مشکلات رو دارید ؟
کسی به شما توصیه نمی کنه که با عجله طلاق بگیر ، اما خودتون چرا انقدر اصرار دارید که به این زودی برید سر زندگیتون؟
بهتره که با این عجله نرید سر زندگی به خودتون و ایشون فرصت بدید . سعی کنید به ایشون یک شوک وارد کنید . دیگه حمایت نکنید بگذارید یک مدت از هم دور باشید . اگه دوستش دارید محکم برخورد کنید . بگید اگه نتونه روی پای خودش بایسته ، اگه نتونه کار پیدا کنه حاضر نیستید وارد زندگی با ایشون بشید . حالا که دوستش دارید ولی از طرفی دوست ندارید زندگیتون به این شکل شروع بشه باید یک مقدار محکم باشید تا بلکه ایشون تغییر رفتار بدن .
از حرف اطرافیان نترس ، زندگی خودت مهم تره .









علاقه مندی ها (Bookmarks)