سلام
خانم گل مریم !!!!!؟؟؟
این حرفا چیه که میزنی همکار ؟
چرا انقد از زندگی ناامید و ناراحتی ؟
اصلا" قبول نیست ! انشات خوب نبود صفر گرفتی ! ( شوخی کردم )
حالا جدی میشم..........ببین خواهر خوبم من هم دختری هستم تقریبا" به سن و سال شما و مجرد و شاغل با تحصیلات دانشگاهی و از یک خانواده پرجمعیت و از شهرستان ....... و زحمت کش و دارای احساس و عاطفه و دوستدار همه خلایق خدا و کسی که دوست داره اول عاشق خدا باشه بعد کل مخلوقات خدا و بعد خانواده و بعد ( دیگه خصوصی شد) کسی که اگه خدا بخواد و در آینده بخواد همسر من باشه !
گل من ازدواج هم مثل سایر نعمتهای خدا یک نعمته و البته با یک سری تفاوتها (که متاسفانه خیییلی ها قدر این نعمت رو نمیدونن )که اگه خدا بخواد و این نعمتش رو به کسی بده که عالیه اما اگه بنا بر هر حکمتی نده ، ما نمیتونیم اعتراض کنیم و شکوه . چون ما بر خدا حقی نداریم و هر حقی هست از خدا بر ماست .
دوست من اینو بدون و با تمام وجودت بپذیر ( میدونم که میدونی ) که خدا هیچگاه بد بنده هاش رو نمیخواد درسته ؟ پس هر کاری که می کنه از روی حکمت و برنامه ریزیه و عار ی از بیهودگی .اگه خدا نخواد من یا شما یا هر کس دیگه ازدواج نکنه لزوما" و صرفا" دلیل بر اینکه ما مشکلی داریم نیست همونطوری که ازدواج کردن دلیل بر بهتر و خاص بودن نیست !
هر اتفاقی تو زندگی ما به دور از خواسته خدای حکیم نیست .خدا از عشق و علاقه و عاطفه من و شما و سایر مجردها آگاه و علیمه .وقتی کسی تمام تلاشش رو به کار میبره تا پاک بمونه و عفیف و در عین حال دوست داره و نیاز داره که ازدواج کنه و یه همسر داشته باشه (دختر و پسر نداره ) این برای خدا یعنی همون بندگی و کمال که خدا هدف خودش رو از خلقت انسان این بیان کرده .پس چطور امکان داره خدایی به این عظمت پاکی و اخلاص و بندگی بنده اش رو ببینه اما حاجتش رو نده !؟ خداوند حتی به بند های کافرش هم نعمت میده چه برسه به مومنین ! بنابراین اگه دعایی و خواست ای از ما رو برآورده نمیکنه نه دلیل بر بد بودن ماست و نه نَعوذُ بِالله دلیل بر غفلت یا ناتوانی خدا بلکه دلیل حکمت کار خداست. من و شما سر در نمیاریم از کار خدا اما اون خودش میدونه چیکار کنه . یه ایه هست که متاسفانه کامل حفظ نیستم
( وَ عَسَی اَن تَکرَهوُا شَیئا ... ) اما معنیش اینه که : چه بسا ما چیزی رو خوب میدونیم در حالیکه به ضرر ماست و برعکس چیزی رو بد در حالیکه به نفع ماست .
پس خواهر عزیز به تواناییها و خصوصیات مثبت و موقعیتی که خدا بهت داده ایمان داشته باش و بپذیر خواست خدا رو و مطمئن باش اگر خدا ازدواج رو صلاح بدونه ، همسری برای شما در نظر داره که اون سهم شماست نه هیچکس دیگه ! و اگر صلاح ندونه ، باید طبق فرمایش خود خدا عمل کینم یعنی صبر البته نه با شکوه و گلایه چون اجرش کم میشه !بلکه صبر جمیل .میدونم خیلی سخته و خیلی ها طاقت نمیارن اما گفتم که فقط شما نیستید که تو این شرایط قرار دارید .
عزیز من داشتن هیییییییچ چیزی به یک لحظه نافرمانی و معصیت خدا نمی ارزه
اینکه برای ارضای نیاز ( هر نیازی ) به سمت گناه بریم کار خودمون رو بدتر کردیم و خدا رو ناخشنود .
حالا بذارید من هم همینجا یه خورده از مشکلم رو بگم با اجازه ......
مشکل من هم اینه که چون به ظاهرم نمیاد چند سالم باشه تمام خواستگارام بدون استثنا ( این اغراق نیست ها) از خودم کوچیکتر بودن تا حالا . و جالب اینه که اونا به ازدواج راضی بودن اما من نه . دلم نمیخواد با کسی ازدواج کنم که از خودم کوچیکتره دست خودم نیست نمیتونم قبول کنم .البته میدونم خیلیها هستن که با سن کم عقل و درکشون بیشتره اما ........... تا حالا که مقاومت کردم نمیدونم در آینده چی پیش میاد ؟ ولی اینو میدونم اگه همسر مورد علاقه و مناسب و خلاصه«هم کفو » خودم رو پیدا نکنم امکان نداره صرفا" به خاطر حرف مردم یا هر چیزی ازدواج کنم حتی اگه تا آخر عمرم مجرد بمونم !اینو همه اطرافیان و کسانی که منو می شناسن می دونن .
چون هدف شخص من از ازدواج اینه که با ازدواجم به خدا نزدیکتر بشم و همسری میخوام که تو اطاعت و بندگی خدا کمکم باشه نه مانعم .میخوام زندگیم برای خدا باشه نه فقط رفع نیاز ( عاطفی و جنسی و ...) خودم.حالا اگه چنین شخصی بود که خدا رو شکر میکنم اما اگه نبود نمیگم من ارزش ندارم و مشکل از منه و بمیرم بهتره و ... همون کاری رو می کنم که تا حالا کردم و به شما توصیه کردم .( شاید یعضی از دوستان این حرفای منو مزخرف یا شعار بدونن اما مهم نیست من حرف دلم رو زدم چیزی که بهش اعتقاد دارم )
شما هم تا حالا دختر سخت کوش و محکمی بودی و هستی پس کاری نکن که زحمات خودت رو به هدر بدی و ناشکری نکن و راضی باش به رضای خدا . انشا ءالله به زودی زود خدای خوب و مهربون همسر دلخواه و لایقی نصیبت کنه ( طوری که خودت نفهمی چی شده ؟:D)








علاقه مندی ها (Bookmarks)