خطوط قرمز ارتباطی در خانواده من کاملا مشخص است
با تعاریف جاری از مدهب ما خانواده مذهبی نیستم اما ریشه های فرهنگی و اخلاقی و عقلانی که رعایت می کنیم ما را از مذهب خیلی هم دور نمی کند حد و حدود ها مشخص است و باید رعایت شود و آزادی بی بند بار گونه در روابط خود نداریم .

در توضیح اینکه این دو نفر همسرم و این خانم وابسته خونی ما نیستند و هر یک از خانواده ای دیگر وتربیتی دیگر هستند. به ظاهر تعریف تربیتی شان از قضا مذهبی و سنتی است!!!

نه عزیزم قبل از فوت پدرم این مسئله وجود نداشت و به هزا ر علت نمی توانست وجود داشته باشد .

آنها گاهی با هم شوخی می کردند که اتفاقا از طرف همه از جمله من و پدرم و ....تذکر گرفته بودند . چرا که در خانواده من ، شوخی یک نوع صمیمیت کاذب و بی احترامی و یا در نهایت منجر به بی احترامی محسوب می شود

ما حتی از شوخی های عادی آنها هم خوشمان نمی آمد .