واقعا سرعت اين تاپيك بالاس
من دير رسيدم!!
فكر كنم مشكل اصلي شما........تفاوت فاحش مالي و فرهنگي باشه.........همه مشكلاتتون از اين تفاوت نشات ميگيره....شما از خانواده اصيل كه قوانين خاصي براي خودشون دارن و به سبك سلطنتي زندگي ميكنن هستي اما همسرت از يه خانواده معمولي.....همه چي به همين ميرسه......سعي همسرت براي بزرگ جلوه دادن كاراش....عصبانيت شما از كاراش(چون خودت رو مافوقش ميدوني)
شما علت هايي رو كه باعث شده 5 سال پيش با اين فرد ازدواج كني فراموش كردي........اون حق داره كه بگه تو منو موش ازمايشگاهي كردي..در واقع ميخواد اين كنترل و نظارت رو از بين ببره اون خودش رو زيردست شما ميدونه نه همسر.....و اين رفتار شا بودهكه باعث ايجاد اين ذهنيت شده!!!
:Dمن الان اين صفحه رو خوندم.....نظر من دقيقا نظر اتنا بود:D
يه مورد ديگه:::حس ميكنم تذكرات انضباطي زيادي به همسرت دادي كه باعث شده نسبت به هر اعتراضي حساس بشه و واكنش نشون بده كه باز هم برميگرده بهاين كه تو خودت رو بالاتر .... كلا ...تر از همسرت ميدوني.....
متوجهي چي ميگم؟
با غرور خاصي حرف ميزني طوري با خوندن تاپيكت ميشه فهميد....
براي هم ادما تغيير دادن خودشون خيلي راحتتر از تغيير دادن اطرافيانشونه!!!!










علاقه مندی ها (Bookmarks)