دوست عزیز من فکر می کنم شما درست نمی دونید کی و کجا و چگونه باید گذشت کرد.
اگه می گفتید در زندگی مشترکتون گذشت داشتید و از خیلی مسائل چشم پوشی کردید قابل ستایش بود ولی از خود گذشتگی در انتخاب ...
هیچ وقت از روی دلسوزی, ترحم و از خودگذشتگی با کسی ازدواج نکنید.
نه اینکه باید ایده ال گرا بود مثلا اگه می گفتید شرایط خانواده شما بهتره ولی ایشون اینده شغلی خوبی دارند. خوب اینجا می شد بررسی کرد که کدوم مهمتره و با توجه به بقیه معیارهاتون از بعضی از نقایص ایشون چشم پوشی کرد.
شما در تمام مواردی که ذکر کردید از این اقا برتری دارید.(لااقل به ضم خودتون)
حالا اگه ازدواج کردید می تونید تمام برتریهاتون رانادیده بگیرید و شوهرتون را به عنوان حامی و پشتبانتون بپذیرید و یا اینکه این از خود گذشتگی افت زندگیتون میشه؟
نکته دوم اینکه شما باهم قول و قراری بستید که هر دو موظفید اون را بدون جدل بپذیرید حالا اگه ایشون از این موضوع راضی نباشند و صرفا برای جلب رضایت شما قبول کرده باشند ممکنه بعد از ازدواج شما را مجبور کنند که باهاشون به شهرشون برید. خوب اون موقع یا شما باید پا روی خواستتون بزارید یا از طریق قانونی مسئله را حل کنید که هر دو مشکلات زیادی براتون ایجاد میکنه.
عقاید و افکار ادما را صرف صحبت کردن نمیشه شناخت خیلی از ادما حتی خودشون هم خودشون را خوب نمی شناسند و ممکنه در ابراز نظراتشون ایدال ها را بگند در صورتی که در عمل به حرفهاشون پابند نیستند پس شما خیلی هم نمی تونید در مورد تفاهم فکریتون مطمئن باشید.چون ممکنه ایشون در مقابل شما بدلیل برتری هایی که خودتون شمردید از روی عدم اعتماد بنفس در مقابل شماکورکورانه خودشون را موافق شما نشون دادند در حالی که بقیه خواستگاراتون چون کاملا از خودشون مطمئن بودند راحت نظر خودشون را حتی اگه مخالف شما بوده ابراز کردند.
مشکلاتی که شما گفتید (نرفتن سربازی, دانشجو بودن ایشون, بی کاریشون و مشکلات مالی ) هر کدوم به تنهایی می تونه مانعی برای یه ازدواج درست باشه حالا همه اینها با هم ...
بهتره بیشتر در مورد درست بودن این ازدواج فکر کنید.یه بار دیگه همه چیز و مشکلاتی که در پیش دارید را مرور کنیدوهمون طور که دوستان گفتند از مشاور کمک بگیرید.از روی احساسات تصمیم نگیرید.[/align]
موفق باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)