به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 آذر 90 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    1,274
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,465 در 1,036 پست

    Rep Power
    146
    Array

    RE: ₪₪₪ بدون ِ عنوان ₪₪₪

    سلام

    آقای آرمان چقدر قشنگ حرف دلتون رو میگید

    خوشبحالتون که بلدید احساسات پاکتون رو تا این حد زیبا بیان کنید و راحت بشید.

    من جواب سوالات شما رو میدم :

    سؤالم اينه: "آخرين باري كه بدون هيچ تصميم از پيش تعيين شده‌ و بدون هيچ‌ و قيد و بندي از ته دلتون (يا به قول يكي از بچه محل‌ها، از تهِ اعماق‌تون!) خنديديد كي بوده؟

    و يا با "كي" خنديديد؟ يعني در اون زمان چي شد كه بي‌محابا و بدون هيچ دغدغه‌اي، (به دليلي و يا حتي بدون هيچ دليلي)، مثل يه كودك خنديديد...

    حالا دو تا سؤال ديگه! بازم بالاغيرتاً بگين آخرين باري كه از ته دلتون گريه كردين كي بوده؟ براي كي و يا چي اين طور گريه مي‌كردين؟ گريه‌اي كه هر كي شما رو مي‌ديد و صداتونو مي‌شنيد، جيگرش مي‌سوخت و بي‌اختيار با شما همدردي مي‌كرد (اگر چه شما اون قدر تو حال خودتون بودين كه اطرافيانتونو نمي‌ديدين).



    پریشب بود با خواهر کوچیکترم .میخواستیم بخوابیم که یک دفعه افتادم یاد ماجرایی که محل کارم اتفاق افتاده بود و فوق العاده خنده دار بود به نظرم. وقتی برای خواهرم تعریف کردم هر دوتامون به قدری از ته دل خندیدیم که داشتیم روده بر میشدیم .اون خنده جزء معدود خنده های من بود که بقیه دیدند و تعجب میکردند ! خنده های من معمولا" فقط یه لبخنده اما اون شب خنده هام عجیب بود طوری که خودمم داشتم تعجب میکردم که : من چم شده امشب ؟


    آخرین باری هم که گریه کردم حدود 4 شب پیش وقت نماز بود یعنی دو شب قبل از خنده هام !
    برای کسی که هیچ نسبتی باهاش ندارم اما... نگرانش بودم ، دوست دارم عاقبت بخیر بشه و راه راست رو بره اما خودش کوتاهی میکنه و به راهنمایی های من گوش نمیده .همین الانم که یادم اومد گریه ام گرفت . واقعا" از ته دلم براش گریه کردم و از خدا خواستم بهش کمک کنه .

  2. 4 کاربر از پست مفید m.mouod تشکرکرده اند .

    m.mouod (شنبه 23 آبان 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.