دوستای خوبم
میخوام ادامه ی ماجرا رو بهتون بگم و ازتون بخوام راهنماییم کنید.

با توجه به راهنمایی بعضی دوستان وشناخت خودم از این فرد احتمال دادم که علت صبرش شاید از روی خجالت باشه.

به همین دلیل بهش در مورد کار اداری sms زدم و خواستم تا پیگیری کنه. 5 روز بعد دوباره بهش sms زدم که نتیجه رو بپرسم گفت دوستت دارم و می خوام باهات بیشتر اشنا بشم. میخوام باهات ازدواج کنم
بعد قرار شد بیاد منو تو محیط کارم ببینه که بعد کنسل کرد و گفت همه میفهمند و خوب نیست.

اون هر 3 روز یک بار sms می زد و حال منو می پرسید و در مورد کارش حرف میزد خیلی مختصر .
تا اینکه یک روز من بهش smsزدم وحالشو پرسیدم. اونم کلی تشکر کرد. بعد از من پرسید الان با کسی دوستی یا با کسی قصد ازدواج داری یا قبلا" داشتی؟ منم ناراحت شدم و گفتم این چه سوالیه ؟ اونم معذرت خواست و گفت می خواستم بشناسمت.

10 روز sms نزد تا اینکه من بهش sms زدم و حالشو پرسیدم. اونم گفت بابام مریضه وحالم بده وکلی معذرت خواست که منو بی خبر گذاشته.

بعد اومد محیط کارم ولی من باز خونه بودم. بعد sms زد که میخوام حرفامو باهات بزنم گفتم هر وقت تو بگی. اونم گفت دوشنبه. (6 روز پیش). ولی قبلش باهات هماهنگ می کنم. الان 9 روز از اخرین sms اش می گذره ومن هیچ خبری ازش ندارم.

نمی دونم چی کنم؟