خيلي جالب است چون من ديشب داشتم راجع به اين حرف با دوستم صحبت ميكردم . اينكه بقا و ادامه ازدواج ها در ايران بر مبناي مصلحت انديشي است و نه عشق و انگيزه شخصي. چيزي به نام عشق در زندگي وجود ندارد ولي به دليل اينكه شخص موردنظر سالم است ! معتاد نيست! و هزاران ويژگي ديگر خودمان را توجيه كنيم و زندگي را ادامه دهيم .
اما به نظر من هيچكدام از اين دلايل و توجيهات عاقلانه و مصلحت آميز جاي علاقه عميق و دوستي صميمانه را نميگيرد. زندگي بدون عشق و براساس مصلحت و ترس از آينده و... مانند خوردن آدامس است . دهان و دندان مي جنبند اما مزه اي به انسان نمي رسد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)