خیلی عالی بود
آری اگر خود باوری ما در میان باور به ماشین و ابزار آلات و تکنولوژی غرق شود و به عبارتی الینه ماشین شویم ، نه تنها خود را بدون ماشین ناتوان می بینیم ، بلکه ماشین صاحب اختیار ما می شود .
بارها با خود وضعیت امروز زندگی بشر را مرور کرده ام و دیدم خیلی جاها برای سود بیشتر عملاً انکار توانایی و القاء ناتوانی همنوعان خود را طراحی نموده ایم تا بتوانیم در ازای پولی که می گیریم ابزار توانمندی به آنها بدهیم و همین روز به روز بشر را چنان وابسته مصنوعات خود ساخته که گویی اگر یکی از این مصنوعات روزی در زندگیش نباشد می میرد و این یعنی اسارت مدرن و برده داری نو توسط صاحبان ذر و زور .
این وضعیت روند نفی عملی خلاقیتی که با روح انسان و برای آرامش و احساس رضایتش لازم است .
نظری به گذشته و خلق نشدن بسیاری بزرگانی از گذشتگان ما که درخششان جهانی و نامشان جاودانی است و این سئوال که چرا امروزه این گونه بزرگان کمتر پا به عرصه وجودمی گذارند ما را به حقیقت تراژدی اسارت بشر در دست مصنوعات خود می رساند .
در کلاس درس روزی برای دانش آموزانم از تمدن قدیمی و حتی با سابقه تر از بین النهرین یعنی شهر سوخته در سیستان می گفتم و علوم و فنونی که مردم آن روزگار خلق کرده اند و با امروز هماوردی می کند ، مثل جراحی جمجمه و حتی تشخیص مشکل مغز و تجویز جراحی آن و صناعات جالب توجه و.... که در این بین یکی از شاگردان گفت خانم چرا با این سابقه ما امروزه عقب مونده ایم و... ..
گفتم چو ما تنبل شدیم ، چون خودمون رو باور نداریم ، چون مطمئن شدیم تا آموزشگاه های تقویت درس و کنکور و... معلم خصوصی و ماشین حساب و.... نباشد ما کاری نمی توانیم بکنیم و ما نمی توانیم . اما گذشتگان ما به اینها وابسته نبودند ، حتی چتکه بقالها و حجره دارها برای حساب و کتابهای مالیشان هم ذهن را به کار می گرفت نه این که تعطیل کند ، اما امروز ما از روی راحتی و تنبلی حاضر نیستیم بی ماشین حساب جمع و تقسیم و ضرب و منها کنیم ، و حوصله نداریم شماره تلفنها را به حافظه خود بسپاریم و تکیه به حافظه موبایل می کنیم و شما با یک پرینت از مقاله ای در اینترنت کار تحقیقی تحویل من می دهید و وقتی تکلیفتان می کنم این مقالات را قبول ندارم بروید در فلان موضوعات مطالعه و مهم تر از آن فکر و تحلیل داشته باشید و وبلاگی طراحی کنید و یافته هایتان را در آن به اشتراک بگذارید که تکنولوژی به خدمت شما در آید نه مسختان کند ، بعضی هاتان غر می زنید ... خانم!!! کار سختیه و... ..
آری وقتی این کارها برای ما سخت شد و برای کنترلی شدن همه چیز و تکون نخوردن ما از جایمان هورا می کشیم ... رشد و افتخارات تعطیل می شود و افتخار آفرینان تأثیر گذار اندک ......
خلاصه رجزی خواندم از سوز دل همیشگیم از این وضعیت و دیدم که سرها یکی یکی پایین افتاد و بعد گفتند درست می گید خانم حق با شماست ، خوب حالا چه کار باید بکنیم که اینطور نباشیم ، و من از این سئوال خوشحال و گفتم " تفکر " کنید نقادانه و در هر زمینه ای بنگرید آیا غیر از این راه و روش دیگری هم هست و بهترین مدل زندگی و ... چیست و نظرتان به رشد باشد نه راحتی و رفاه ، آن هدف باشد و این وسیله .
آری وقتی رفاه شد هدف .... قطعاً در پی آدرس الکترونیکی برآمدن آن آقا و خدمتگذار ماندنش همانا و سالها در همان وضعیت رکود ماندنش همان . اما او از رد شدنش به خاطر نداشتن ابزاری تکنولوژیک احساس ناتوانی نکرد بلکه از توانایی و قدرت خلاقیتش بهره گرفت و دید راه دیگری هم هست و می تواند بی کامپیوتر و .... هم به آنچه می خواهد برسد .
صادقانه و عمیق زندگی خود را نظر کنیم ، آیا بسیاری از دغدغه های آرامش زدای ما از نیازهای کاذب حاصل از این ضعف خود باوری و وابستگی به مصنوعات خود ساخته نیست ؟!! تازه آن هم خیلی وقت ها برای تشخص و کلاس ، نه از روی نیاز .







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)