عزیز
همین آرامش رو حفظ کن و خدا رو به خاطرش شکر کن و بدان به قول نقاب این نتیجه بیرون آمدن از وابستگیه ، و از طرفی نشونه تلاش شما برای صحیح عمل کردنه ، و البته توکل نیز مؤثر بوده . پس از خونسردی و آرامشتان خشنود باشید.
اما در مورد وضعیت پیش آمده ، شوهرتان خود به خود بهانه لازم را برای برون رفت شما از بحث مسائل مالی بین ایشون و پدرتان به شما داد ، از این به بعد از شما خواهش هم کرد که واسطه شوید پدر و مادرتان دوباره وارد حساب و کتاب شوند ، به هیچ وجه قبول نکنید و بخواهید که خودش با آنها صحبت کند ، قرار بگذارد و.....
در مورد این رفتارش هم احساس نارحتیتون را ابراز کنید اما به گونه ای که رفتار ناپسندش تقبیح بشه نه شخصیتش ، مثلاً این که بگید ، خیلی ناراحتم از رفتاری که پیش اومد ، اصلاً ازت انتظار نداشتم ، باورم نمیشه ، برام مثل یک خوابه ، یا مثلاً بگو واقعاً تو بودی ؟!! من اصلاً دوست نداشتم پیش پدر و مادرم و هر کس دیگه ای اینجور رفتاری ازت سر بزنه ، هنوز هم نمی تونم باور کنم ، تو تا حالا اینجور برخوردی نداشتی از تو بعید بود ( البته اینها صادقانه هم باشه ، چون در بیانت دیدم که خودت هم تعجب کردی از رفتارش ، پس این رو به این شکل ابراز کن ).
در هر حال شما همچنان محکم باش و آرام و با مشورت و دقت عمل پیش برو . با پستهای اخیر آتنا موافقم پس به این پست ها توجه کن .








البته این مواردی که ذکر کردم تنها هنگامی کاربرد دارد که همسرتان به شما علاقمند باشد وگرنه توصیه نمی شود."


علاقه مندی ها (Bookmarks)