سلام صداقت
عدم تعادل احساس و منطق یعنی اینکه شما از طرفی با تمام منطق می دانید که باید برگردید به زندگی ( علیرغم مسائل پیش آمده)، اما از نظر احساس آزرده و اندوهگین و نگرانید. و در این میان نمی توانید حکم را به یک طرف بچربانید.
مسئله دو بخش است:
1) ارتباط مجدد شما دو نفر و شروع مجدد با هم بودن
2) پیشگیری از تکرار جدایی به هنگام با هم بودن
و اما شما این دو مسئله را از هم تفکیک نمی کنید. یعنی شما قصد دارید که کارهای زمان پیشگیری را ( بند 1) هم اکنون که زمان حل این جدایی هست ، انجام دهید. که این اشتباه است.
نکته:
بازهم تاکید می کنم که شما به گفته من و دوستانم توجه و تامل کافی را ندارید. من می توانم شما را درک کنم. اما فراموش نکنید که این تالار زمان کمی برای این درک در اختیار دارم. ناچارم که صحبت کنم.
پست قبلی من ساعت 17 و 4 دقیقه بوده است و بعد از 15 دقیقه شما جواب خود را داده اید. در حالیکه اگر می خواستید با دقت و عملیاتی آن پست را می خواندید و توصیه های آنرا هم عمل می کردید حداقل به 2 ساعت وقت نیاز داشت که شما این کار را نکردید.
شاید در زندگی خود نیز فرصت کمی برای تعمق روی دلمشغولی های شوهرت داشته باشی. وقتی ما زیاد نگران خودمون باشیم این اتفاق بدیهی است.
شما الان هنوز هم نگران هستید که اگر با او ارتباط بگیرید با شما سرد برخورد کند. من به شما گفتم بیائید فاعلانه برخورد کنید نه منفعلانه .
یعنی مدیریت را در دست بگیر. تصمیم بگیر با هر زبان و روشی و عشق و محبت و ....، ارتباط را بازسازی کنید. ( جهت اقدام بند اول)
اگر در فاز بند اول موفق شدید. برای فاز دوم می توانید روشها و مهارتهایی را بیاموزید که بتوانید خودتون ، زندگی و شوهرتون را نوعی اداره کنید که هرگز چنین جوی پیش نیاید. و شاید نیاز باشد به جلسات حضوری مشاوره خانواده بروید. چون شما بیشتر از اینکه نیاز به راه حل ، و ....، داشته باشید، نیاز به همدلی و همراهی و درک دارید. شما در پست 26خود پس از اینکه همه دوستان کلی صحبت کرده بودند چنین آورده ایدکه :
پس جلسات حضوری احتمالا بیشتر بتواند به شما کمک کند. البته ما هم در تالار منتظر شما هستیم البته انشاء الله بعد از آشتی... :)نوشته اصلی توسط صداقت








علاقه مندی ها (Bookmarks)