به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 16 خرداد 89 [ 13:19]
    تاریخ عضویت
    1388-7-09
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    4,917
    سطح
    44
    Points: 4,917, Level: 44
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    390

    تشکرشده 366 در 125 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: بیاید باهم این داستان رو به سر انجام برسونیم " اهل قلم "

    فرشته مهربان طرح اولیه یک داستان را در ذهنم جرقه زد او نوشته است

    ون روز هوا گرم بود ، گویی آفتاب هم می خواست در کلافه کردن من سهمی داشته باشه ، باعجله ای که داشتم ، گرما برام طاقت فرسا می شد ، اما باید می رفتم ، نباید دیر می کردم ،خدای من ، باید به موقع می رسیدم .
    و من در ادامه نوشتم :
    بعد از سال ها برگشته بود و حالا یه قرار و باز هم دوباره دیدنش... ، در راه خاطره آخرین دیدارمان را در فرودگاه با خودم مرور می کردم ، آه ...چقدر راه دور است و گرما کشنده .

    هنوز یادم هست ، دقیقا ۲۰ سال پیش بود ، وقتی در فرودگاه مهر آباد از دور بدرقه اش می کردم ، او در حلقه فامیل و اقوامی که برای راهی کردنش آمده بودند می درخشید ، مرحوم پدرش ، سید آقا ، که مخالف وصلت ما بود ، تسبیح بدست ایستاده بود و با دائی محسن که طرح به خارج فرستادنش را ریخته بود گرم صبحت بودند به کمانم از نقشه ای که برای جدایی ما کشیده بودند ، حرف می زدند ، اما او مدام با نگاه دنبال من می گشت ، و خیلی زود منو پشت ستونی از شانه های آدم ها ، پیدا کرد ، خندید ، اما من حتی به زور هم نمی تونستم تبسم کنم ، با اشاره ای که زد ، دنبالش رفتم ، جلوی دستشویی زنانه متوقف شدم ، نمی دانستم چه باید بکنم ، که ناگهان روبروم سبز شد از دستشویی آمد بیرون و پیچیدی لای جمعیت و به سرعت رفت طبقه بالا ، رستوران فرودگاه ، من هم پشت سرش ، آن لحظه یک آن فکر کردم اگر او را دیگر هرگز نبینم حتما خواهم مرد ، اما حالا بعد از ۲۰ سال هنوز زنده ام ، و حالا باز هم یک قرار دیدن ...
    وقتی رفت ، دلم خوش بود که عمر این دوری کوتاه است ، و من باز هم با او خواهم بود هر چند در غربت ، همه چیز طبق برنامه پیش می رفت ، پذیرش ، ویزا … ، اما یک روز صبح با صدای ضجه مادر و زن برادرم،از خواب بیدار شدم ، از آن روزما هم ، در زمره خانواده های شهدا قرار گرفتیم ، در ست یک ماه قبل از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ که پایان جنگ هشت ساله بود، برادرم شهید شد، و مهناز با بچه ای که در شکم داشت ، بیوه ماند .
    یک روز بعد از سالگرد شهادت برادرم ، درست وقتی که هدیه دختر برادرم را به اتفاق مهناز از دکتر به خانه آورده بودیم ، در حلقه بزرگان خانواده گرفتار شدم ، مهناز جوان بود و مادر تنها یادگار برادرم که حکم پدری برایم داشت ، خان عمو می گفت ، آدم با غیرت ، ناموس برادرش را به دست دیگری نمی دهد ، مادرم با التماس می خواست از هدیه ، نوه ی دلبندش ، هرگزجدا نشود ، و مهناز هم که راه به جایی نداشت ، تسلیم بود ، چون در یکی از حملات عراقی ها به خرمشهر ، همه خانواده اش را از دست داده بود . و حالا باز هم او عروس خانواده ما است ، عروسی با ۱۲سال اختلاف سن که از داماد بزرکتر است.

    نزدیک شدم ...بلا خره به میعادگاه رسیدم ...، رسیدم جلوی همون کافی شاپ ، همون جایی که وقتی از مدرسه فرار می کردومی رفتیم اونجا ، اما حالا جای کافی شاپ یک طباخی زدند ، نکنه گم کرده باشه ، تو این 20 سال همه چیز عوض شده ، یادش بخیر اون وقت ها اگه یک روز همدیگر را نمی دیدیم ، کلافه بودیم ، مثل آلان که کلافه ام ، باز من می تو نستم از خونه بیام بیرون ، اما او وقتی به خونه می رسید ، حبس بود تا فردا که باز برگرده به مدرسه ، حالا او آزاد است و من حبس شده در چنبره زندگی نا خواسته . چرا دیر کرد نکنه نیاد

  2. کاربر روبرو از پست مفید پندار تشکرکرده است .

    پندار (شنبه 21 آذر 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اشعار گلچین : سری سوم
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 253
    آخرين نوشته: جمعه 09 آذر 03, 00:22
  2. ازدواج برای بار سوم !!!!!!!!!!!!!!
    توسط آرزوی رهایی در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 آذر 92, 20:18
  3. سردی همسرم داره منو به سمت گناه سوق می ده
    توسط گیسو313 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 36
    آخرين نوشته: شنبه 01 تیر 92, 10:21
  4. حرف های نفر سوم من را نسبت به ازدواج 2 دل کرد
    توسط aramesh1390 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 شهریور 91, 15:19
  5. آداب و رسوم ازدواج در تهران قديم
    توسط کنجکاو در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 05 اردیبهشت 88, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.