سلام
اینقدر صحبتهای دوستان جامع است که من تمام صحبتم را خیلی خلاصه بهت میگم.
تسلط براحساس که مدیر محترم همدردی به ان اشاره داشتند مو ضو ع مهم ولی سختی است. باید با ان دست و پنجه نرم کرد. ولی کم کم بر عواطف و احسا سات خرو شانمان مسلط شویم. این نکته شاید مهم ترین کاری است که میتوانی در حال حاضر به نظر من انجام دهی.
دوست خوبم،نازنین احساسات تلخ و روح درد کشید هات را میفهمم. اما ایا تمام زندگی تو در وجود مردی به نام همسر خلاصه میشود. نازنین کمی به واقعیتها نزدیک شو،کمی باور خودت را با شرایط تطبیق بده حتی جایی برای انچه که از ان واهمه داری
اما امید روشن را نیز پیش روی خود داشته باش و بدان اگر بعد تمامی تلاشهای واقعی و مبنی بر منطق سرنوشتت چیزی جز ان شد که میخواهی خواست خدایی است که تو بیشتر از من به او نزدیکی . پس توکل را فراموش نکن،ورزش کن، تفریح برو... و هر کاری که خودت را با خودت بیشتر دوست و همراه کند تا کمتر خلاء نبود همسرت را داشته باشی.
من می دانم موفق میشوی![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)