به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45

Threaded View

  1. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: وابستگی همسرم به خانواده اش

    سلام صداقت ،

    همه ی حرفهایی که گفته شد یعنی خودت باید تصمیم بگیری . هیچکس نمی تونه بهت بگه چیکار کن یا چیکار نکن. لطفا این انتظار رو هم از کسی نداشته باش .

    بحث اینجاست که اگه تو نری جلو و اون هم نیاد جلو ، پس کی باید بیاد جلو و یه کاری بکنه؟
    معلومه وقتی اوضاع به این جا برسه اونوقت دیگران مثلا اعضای خانواده ها از روی دلسوزی و مهربونی به خودشون اجازه خواهند داد که دخالت کنند و به جای شماها تصمیم بگیرند ، تصمیمی که شما دوستش نداری و باهاش موافق نیستی . مثلا مادر شما یا شاید حتی مادر ایشون...
    شما فکر کن شاید همسرتون هم همین دلمشغولی های شما رو داره . شاید خانواده ی اون هم همین چیزها رو بهش می گن . شاید او هم از قضاوت دیگران می ترسه ...

    اصلا بذار صریح باهات صحبت کنم و اگه لحنم کمی تند می شه منو ببخش :

    من اصلا منظورت رو از این حرف : " اوني كه بر سر هر دعوايي به من مي گه برو خونه بابات ، آيا عادت نخواهد كرد ؟ "
    نمی فهمم . ببخشیدها .......
    پس تو اونجا چیکاره ای ؟ یعنی نمی تونی جلوی دعوا رو بگیری ؟ یا کاری کنی که دعوا به این سمت نره ؟ اصلا چرا بذاری دعوا بشه ؟
    یعنی علیرغم این همه عذابی که داری می کشی هنوز فکر می کنی اگه برگردی دوباره همین رفتارها باید از سوی هردوتون ادامه پیدا کنه ؟ حتی از سوی تو ، تو که با این اشتیاق و اصرار داری دنبال راهی می گردی که زندگیت رو از هر آسیبی حفظ کنی ؟ یعنی هنوز هم ؟ ...
    اگه اشتباه نکنم یه جایی توی یکی از یادداشت هات نوشتی " مشکلم الانه وگرنه اگه آشتی کنیم من سعی می کنم یه جور دیگه رفتار کنم و دیگه برای همه چیز با تالار مشورت می کنم ". خوب ، پس چی شد ؟

    خیلی عذر می خوام . ولی شما هم خدا رو می خوای هم خرما رو .
    من نمی دونم شوهر شما چطور آدمیه ؟ و فقط از روی نوشته های شما دارم نسبت به ایشون شناخت پیدا می کنم . و نمی تونم با ایشون صحبت کنم ولی یه چیز رو فهمیدم و اونم اینه که شما دوستش داری و برای همین هم هست که می خوای هر جور شده برگردی سر خونه و زندگیت . پس یه کاری بکن دیگه ....

    یه چیز دیگه : اگه واقعا می گی غرور و خودخواهی مانع تماس مجدد شما نیست پس جمله های زیر چیه ؟
    " اون دفعه قبل كه بيرونم كرده بود به خواهرم گفته بود من فقط به خاطر شما مي رم جلو . خوب اين حرف بدي نيست؟ پس به خاطر من ؟ به خاطر خواهر من چرا ؟ "

    یه وقت اشتباه نکنی ، من نمی گم خاطر تو مهم نیست بلکه می گم این رفتار توئه که خاطر تو رو با اهمیت یا
    بی اهمیت می کنه ...

    ازت خواهش می کنم یه بار دیگه از اول ، همه ی نوشته ها رو بخون و بهش فکر کن . رفتار منفعلانه نداشته باش یعنی : اجازه نده شرایط زندگی تو رو بسازه بلکه تو با قدرت خودت شرایط رو بساز . از اون چیزی که هنوز نیومده نترس و با توجه به همه ی جوانب بهترین تصمیم رو بگیر . تو که نمی خوای کارت به طلاق و جدایی بکشه ؟ میخوای ؟ ..

    تا اون جا که یادم میاد در اولین یادداشتی که آقای سنگ تراشان واست گذاشتند حتی برات نوشتند چه جمله ای رو برای ارتباط سازی مجدد بکار ببری و ...

    موفق باشی .

  2. 3 کاربر از پست مفید طاهره تشکرکرده اند .

    khaleghezey (جمعه 26 اردیبهشت 93), رویاا (شنبه 27 اردیبهشت 93), طاهره (شنبه 15 خرداد 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.