صبح منتظر شدم . با دوتا شاخه گل قشنگ اومد . حلقه ام را هم اورده بود . و البته من هیچی بهش نگفتم که کجا بودی و ... فقط از کارهایی که کرده بودم خلاصه صحبت کردیم و اون از کارش ÷شیمان بود و گفت شرمندم . همین . بیا با هم صحبت کنیم و زندگیمون را عسل بسازیم
خیلی خوشحالم
از همه شما خیای ممنونم . باز هم منتظرم باشید . باید کمکم کنید که موفق بشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)