در کارگه کوزه گری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
هر یک به زبان خویش میگفت
کو کوزه گره و کوزه خرو کوزه فروش
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
در کارگه کوزه گری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
هر یک به زبان خویش میگفت
کو کوزه گره و کوزه خرو کوزه فروش
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
شبی با شعرهایم گریه کردم
دوباره از تو با دل شکوه کردم
تشکرشده 4,203 در 1,431 پست
مي خوردن و گرد نيكوان گرديدن
به زانكه برزق زاهدي ورزيدن
گر عاشق و مست دوزخي خواهي بود
پس روي بهشت كس نخواهد ديدن
(خيام)
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
نارت اینست، نورت چون بود؟
ماتم این، تا خود که سورت چون بود؟
تشکرشده 2,961 در 521 پست
دوست را، زير باران بايد ديد.
عشق را، زير باران بايد جست.
زير باران بايد با زن خوابيد.
زير باران بايد بازي كرد.
زير بايد بايد چيز نوشت، حرف زد، نيلوفر كاشت
زندگي تر شدن پي در پي ،
زندگي آب تني كردن در حوضچه "اكنون"است.
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
تاب بنفشه میدهد طره مشکسای تو
پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
و ندر زمین بدست بشر گردد آشکار
بس رازها که افت نسل بشر شود
فرزانگی شود سبب مرگ و اختلال
بیدانشی طلایه فتح و ظفر شود
تشکرشده 4,203 در 1,431 پست
در دهر چو آواز گل تازه دهند
فرماي بتا كه مي به اندازه دهند
از حور و قصور و ز بهشت و دوزخ
فارغ بنشين كه آن هر آوازه دهند.....
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دانی که چیست دولت؟... دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)