دلم خیلی گرفته
خیلی زیاد
دنبال دلتنگی توی همدردی گشتم ولی چیزی پیدا نکردم ... دوباره اومدم توی تاپیک خودم ....می خواهم از اوج دلتنگی ام بنویسم
اول اینکه دلم برای مادرم خیلی تنگ شده خیلی زیاد چون واقعا دوسش دارم
...
حالا دلتنگی عظیم
علم اگر از دست علمدار زمین نمی خورد
دگر کسی به زیر تازیانه ها نمی مرد
چون کمر بهر طواف عشق بست
در طواف اولش افتاد دست
دور دوم در مصاف دلبرش
از بدن افتاد دست دیگرش
وای از دل حسین ..وای از دل حسین ...وای از دل حسین
دور سوم خون به جای اشک ریخت
دور سوم خون به جای اشک خورد
تیر دشمن آمد و بر مشک خورد
دور چهارم داشت عزم ترک سر
کرد پیش تیر چشمش را سپر
وای از دل حسین ..وای از دل حسین ...وای از دل حسین
دور پنجم از عمود آهنین
گشت سرو قامتش نقش زمین
گشت در دور ششم از تیغ تیز
قطعه قطعه ، عضو عضوش ریز
وای از دل حسین ..وای از دل حسین ...وای از دل حسین
شد سرو پا چشم ، زخم پیکرش
دید زهرا را به بالای سرش
با زبان حال می گفتش بتول
آفرین عباس من حجت قبول
وای از دل حسین ..وای از دل حسین ...وای از دل حسین
بخوانید و از عشق احساسی ام من
ز گهواره تا گور عباسی ام من










علاقه مندی ها (Bookmarks)