tarlan عزيزم
به جمع دوستانت خوش اومدي . من براي راهنماييت از تجربه خودم برات ميگم . درسته كه تجارب همه ما منحصر به فرد هستند اما نكات مشتركي ميشه پيدا كرد كه دونستنش شايد مفيد باشه.
من هم حدود 8 ماه با همسرم نامزد بودم . ما هم همين تفاوت فرهنگي رو كه بين شما هست داشتيم . او هم در دوران نامزدي خيلي به من بي توجه بود و اتفاقا همين بهانهاي رو كه نامزد تو مياره مياورد و من هميشه فكر ميكردم كه حق داره اما حالا كه 6 سال از زندگي مشتركمون ميگذره و اون روز به روز به من بي توجه تر ميشه ميفهمم كه ادم براي كسي كه دوسش داره هميشه وقت داره كار و درس و ... شايد براي مقطعي واقعا عامل دوري باشه اما در دراز مدت اگر عنوان بشه صرفا يك بهانست من نميگم نامزدت دوستت نداره اما مطمئن باش در اينده كه وارد زندگي مشترك شديد هم اين بهانه ها وجود خواهد داشت و اون موقع يك دهم الان هم برات وقت نميگذاره . يا مثلا اينكه حرفت رو گوش نميده يا نميفهمه نشون دهنده اينه كه شما زبان گفتاري مشتركي نداريد و اين موضوع بعد ها در مسائل بزرگتر زندگي زناشويي واقعا ازار دهنده و مسئله سازه و باعث ميشه كه هيچ وقت نتونيد با بحث و گفتگو منطقي و صميمانه مشكلاتتون رو حل كنيد. و در مورد مسئله سوم كه به نظرم بزرگترين و غير قابل تحملترين مورده چون دقيقا عين مشكل تو رو داشتم ودارم. مسئله بددهنيشه. هيچ وقت يادم نميره كه اولين كلمه بدي كه از همسرم در دوران نامزدي شنيدم كلمه بيچاره بود وقتي توي يك بحث ساده اين كلمه رو بهم گفت چشمام پر از اشك شد و ازش خواستم كه هيچ وقت به من بي احترامي نكنه . اما اين تازه شروع كار بود الان بعد از گذشتن چند سال نميدونم حرف زشت و ركيكي توي دنيا وجود داره كه من از اين مرد نشنيده باشم؟حتي جلوي دخترم هم به من حرف زشت ميزنه و بي احترامي ميكنه.
خلاصه عزيز دلم مسائلي كه مطرح كردي كوچيك نيستند و مطمئن باش كه به مرور زمان بزرگتر وبزرگتر ميشن . ازت خواهرانه ميخوام كه با چشم باز و درايت كامل تصميم بگيري كه مثل من هر روز حسرت ندونم كاريهاي گذشتت رو نخوري.
موفق باشي








علاقه مندی ها (Bookmarks)