سلام vatovato
گفتی که :«من یک راه حل عملی میخوام...بی شعار..چیزی که یه آدم ،با اون همه نقاط قوت رو سرکوب نکنه...قانعش کنه.»
بحث در این یه آدم هست. باید دید این آدم کیه، از خانواده است ، دوسته ؟ فامیله؟ نامزده؟ دختره ؟ پسره؟ کودکه؟ نوجوانه ؟ میانساله؟ بزرگساله؟ تحصیکرده ؟، معلوماتش چیه؟ فرهنگش چیه؟ نگرشهاش چیه؟ چه قدر شما روش شناخت دارید؟
و از همه مهمتر چیه که ما اینقدر برامون مهمه که قانعش کنیم ، چرا این فرد و عوض کردن افکارش برای ما چالش شده، آیا اون نفهمیده که ما خیلی زیادی به طرز نگرش اون حساسیم، آیا ما نقش یک معلم یا یاری رسان را در یک بازی که نقشهاشو دیگری برامون نوشته ، بازی نمی کنیم؟ شاید اصلا بی خیال شدن افکار این آدم خودش یه جواب قاطع و عملی باشه؟!
می بینید که یک بحث کلی می توانه هزاران جواب جور واجور داشته باشه. طاهره هم قشنگ به این مطلب اشاره کرده، موضوع در ذهن شما کاملا روشن است، اما ما نمی دانیم دقیقا باید چه چیز را پاسخگو باشیم؟