باسلام عذر تقصیر جهت تاخیر....جند وقتی بود خطها ازطرف مخابرات کاملا قطع شده بودش....
خدمت مدیرهمدردی هم که سلام وعرض ادب فراوان داریم
درپاسخ مدیرهمدردی باید بگویم:
1- بله ،بنده این احساس را دارم که توانایی مدیریت زندگیم را دارم وحالا این واقعیت داره یا فقط حس بندست را نمی دونم ..ودلیل دومش را همدلی وهمکاری همسرم میدونم وفکر می کنم ایشون هم خوب بامن راه میایند.
2-نه شکر خدا نگذاشتم اعتیاد پیدا بکنم فقط بیشتر صبح ها یه سری به تالارهمدردی میزنم یا تاپیکی پستی میزارم ویا نه فقط نگاه می کنم ببینم مقاله جدیدی درقسمت مورد نظرم کسی تاپیک گذاشته یا نه بعدش خارج میشم..
مگر کار دیگری داشته باشم ...
3-دقیقا درخاطرم نیست ولی ازنوع مقالات آموزشی سیاست های زنانه بود و...دیگه دقیقا یادم نیست چراکه بیشتر مقالات را میخوانم که البته درمورد مهارتهای زندگی هست دربخش خانواده
4-عصبانیت ام را روی کاغد خالی میکنم علت ناراحتی ویا حرفهای درونی ام را روی کاغذ میارم وبعدش پاره می کنم ویا آبی چیزی میخورم وهمچنین می روم درخط سکوت وکلا حرف نمیزنم بااینکه درذهنم کلی ازنارحتیهاعصبانیت ام را بازگومیکنم امادرفرصت مناسب ازذهن به کاغذ منتقلشون میکنم.
5-گریه می کنم ویا موضوعی را که سبب غمگینی ام شده با یه موضوع دیگه که درذهنم ایجاد خرسندی وخوشحالی میشه جابه جا می کنم ویا سرم را باکاری دیگر گرم می کنم وسعی میکنم اگر شده راه حلی برای رفع غمگینی ام انجام دهم البته ازخدا هم میخواهم که بهم آرامشی بده..
6-منظورتون ازاینکه تنها بشید چی بیشتر توضیح بدید (یعنی تنها شدم چکار میکنم ویا غمگین بودم تنهابودم!!!)
7-البته نمیخوام تعریف کاذب بکنم اماواقعیتی هست که میگم...بیشترین تاثیر مثبت درزندگیم همراهی خانوادم میدونم بخصوص برادر بزرگترم قبل ازازدواج صحبتهایی میکرد وراهنمایی هایی داشت که درزندگیم سعی کردم پیاده کنم و وجود عملی زندگی خواهر وبرادرای دیگرم سبب شد که ازتجارب آنها بهره گیری کنم ویه گلچین مثبتی اززندگیشان بگیرم ودرزندگیم عملی کنم وبعدازآن خواندن کتاب ویا آمدن به تالار که ادامه دارد...
لطف عالی متعالی
سلامی گرم خدمت کنجکاو گرامی
1-درزندگی بیشتربا محبت وشادی دیگران گرچه کمی اغراق آمیز شاید به نظر برسد احساس رضایت میکنم ورسیدن به خواسته های درونیم....
2-سعی می کنم درحین ترس ولرز خونسرد باشم حرکت نکنم وآرام آرام بیام بیرون ازکوچه.....اگه بیهوش نشده باشم ورو زمین نیافتاده باشم!!!!!
3-روی خلق وخوی وروحیات ام کار می کنم وسعی میکنم مشکل یابی کنم وبعد باخواندن وافزایش آگاهی نقص ام را برطرف کنم
4-جمله سازی اینقدرم سخت!!!با آقایون مدیر وکنجکاو درتالار ازمطالب خنک بهره می گیریم وبه آنها سبزی میبخشیم وهمدرد میشیم با عضوهایی که مشکل دارند...:D
5- همه توصیفاتم را دریکجا فک کنم بشه خلاصه کرد آدم درونگرایی هستم که البته خوب وبدش هم نمیدونم وهمچنین سعی کردم روی خلق وخویم کارکنم..فعلا همین
باسلام خدمت نقاب عضوسازنده
1-برای اینکه دعوا نشه کلی میگم هرچند تاصفحه که نشان میدهد یک صفحه کمتر حساب کنید یعنی اگر نوشته شانزده شما حساب بزنید پانزده ..یا زده هفده شما بدونید شانزده صفحه هست..درتایید فرمایشات شما...
2-درپاسخ شما بگویم فقط دلداده را دیدم که آن هم تاثیرخاصی بر روی من نداشت..
3-
4-آن وقت هرکسی الکی سرش را زیر نمی انداخت بیاد جلو ازدواج بکندومزیت اش هم این بودافراد خام وناپخته نبودند حداقل یه اصولی اززندگی مشترک را درک می کردند..
5- .....تا مشکلات....
نقاب جان ازدیوار اومدی بالا
الان شماره شش باید میزدی زدی هفت حالا اشکال نداره !!!
7-قبل ازاینکه مقاله بزارم خودم میخوانم واگر مفید بود میزارم وهمچنین باید بگم صددرصد سعی کردم قبل ازهمه هم خودم ازمطالب استفاده بکنم...وتا جایی که بتوانم عملیشان بکنم...به خاطر اینکه مقالات بسیاراند وتنوع پذیر اسامی شان را دقیق حضورذهن ندارم نام ببرم ..
8-محفلی که هم تجربه های دیگران را میبینی وعبرت می گیری وایده وهم چنین جایی که سبب افزایش اطلاعات عمومی درزمینه های مختلف می شود..بنا باسلیقه هرکس
بروز بودن تالار وکلیشه ایی نبودن...:72:
باتشکر از عضو فعال همدردی
عضو محترم دیجیتال من دیگر ببخشید اومدیم روی صندلی داغتون بابت همان توضیحی که دادم نتونستم بیام وجواب دوستان هم که زحمت کشیده بودند سوالهایشان را مطرح کرده بودند خوب نبود پاسخ ندهم ...خلاصه همگی دوستان ببخشید![]()










پاسخ با نقل قول



ب)

علاقه مندی ها (Bookmarks)