خواهش میکنم عزیزمخیلیها منو با آقا اشتباه گرفتن اشکالی نداره
خواهر مهربون شما که انقد به فکر روابط عروستون با برادرتون و خونواده تون هستید ، حتما" خوار و خواهر شوهر خوبی هستید اگر غیر از این بود ، شما مجبور نبودید به خاطر بهیود این روابط با کسی مشورت کنید و بی تفاوت می بودید !
حالا که انقد دلسوز و مهربون هستید به خاطر برادر تون هم که شده و به خاطر اینکه همون عشق و علاقه اولیه دوباره در وجودش شعله ور بشه ، سعی کنید هر طور شده به عروستون نزدیک بشید و باهاش رابطه صمیمی ایجاد کنید .میدونم ممکنه اون نخواد یا حتی کم محلی کنه اما شما بزرگواری کنید و نادیده بگیرید .تا جوان هستن سعی کنید کمکشون کنید روابطشون با هم و با خونواده شما بهتر بشه چون کینه و کدورت جزئی اگه تبدیل به محبت و صمیمیت نشه به مرور زمان ریشه دار میشه و کهنه اونوقت به این رفتارها عادت میکنید همه تون ضمن اینکه ناخوشاینده اما به سختی باید تحمل کنید .پس شما پیشقدم بشید و کاری به دیگران نداشته باشید اما باشبد صبور باشید وبا یه کم توجهی یا اخم اون از کوره در نرید و تلافی نکنید .اگر بدی هم کرد به مادر یا برادر تون نگید و بهش ثابت کنید که خواهر شوهر دلسوز و خوبی هستید
مطمئن باشید اون هم الان از اینکه روابطش با شما و شوهرش بد باشه راضی نیست و خوشش نمیاد اما از ابتدای ازدواج و مخالفت چند نفر این مونده تو ذهنش که مثلا" فلانی مخالف بوده پس باید بهش کم محلی کنم .
اما در اصل هیچکس دوست نداره رابطه اش با دیگران بد باشه خصوصا" اگه خونواده ش باشن .
مسئله دیگه نوع رفتار عروس بزرگتر و شما با همدیگکه هست که تاثیر داره تو این رابطه !
شما سعی نکنید اونو به رخ عروس کوچیکتر و تازه وارد بکشید و اونها رو با همدیگه مقایسه کنید چون هم به اون بدبین میشه و هم به خود شماها .به هردوشون احترام بذارید خصوصا" در حضور مهمونهای دیگه و عروس بزرگتر بهش توجه کنید و تحویلش بگیرید تا نسبت به جاریش احساس حقارت نکنه و به تبعش در صدد تلافی برنیاد .
موفق باشید







خیلیها منو با آقا اشتباه گرفتن اشکالی نداره 

علاقه مندی ها (Bookmarks)