دوست عزیز این مادر نگران خیلی عجولانه و اشتباه راه را طی کرده.
برای تحقیق و برسی این مسئله حتما لازم بود که در مراحل اولیه با رئیس دخترش صحبت کنه؟!
چرا قبل از اینکه راه های بهتر را امتحان کنند با خانوم این آقا حرف زدن؟!
این مادر نگران با ادامه این روند فقط کوس رسوایی دخترش را به صدا در میاره و نتیجه عکسی هم که میده اینه که دختر که نسبت به رازداری مادر بی اعتماد شده و با علنی شدن موضوع قبح اون هم از بین رفته بدون حرف شنوی راه خودش را ادامه میده.
باید در مراحل اولیه به صورت روشن با دخترشون صحبت کنند و ازش بخوان از این عشق ممنوع دست بکشه.
با قرارهای برنامه ریزی شده که برای امدن خواستگار میزارن میتونند سمت فکری دختر را از این اقا منحرف کنند.
اگه با نرمی و دوستانه مشکل حل نشد باید قاطعانه برخورد کنند.
اگه از دخترشون نتیجه نگرفتن بعد باید با این اقا خیلی صریح و قاطع برخورد کنند و به ایشون بگن اگه این مسئله ادامه پیدا کنه موقعیت شغلی ایشون را به خطر میندازن.
در این جور موارد با نصیحت کاری از پیش نمیره. این مادر باید اول با بوجود امدن اعتماد بامحبت برخور کنند و در صورتی که جواب نگرفتن برخوردی جدی داشته باشن.
رفتار و عکس العملهای شتاب زده مثل انچه تا حالا پیش گرفتن مشکل را بحران تر میکنه.
کمک گرفتن از مشاور هم می تونه به مادر درجهت انجام رفتارهای اگاهانه و برخورد صحیح کمک کنه.
علاوه براین دختر هم نیاز داره تا با کمک مشاور مشکلش را حل کنه. داشتن علاقه به مردی که چنین شرایطی را داره نشون دهنده مشکلات و کمبودهای درونی این دختره.
احتمالا این دختر به خاطر از دست دادن پدر نیاز داره مردی را در کنارش داشته باشه که جای خالی پدر را پر کنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)