به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 9 از 18 نخستنخست 123456789101112131415161718 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 179
  1. #81
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 دی 93 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1388-8-13
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    6,606
    سطح
    53
    Points: 6,606, Level: 53
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    396

    تشکرشده 407 در 170 پست

    Rep Power
    47
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    سلام دوست عزيز
    من خودم جزو اون دسته از کسايي هستم که شديدا درگير مشکل با همسرم هستم و شايد درست نيست من حرفي بزنم اما خواستم بگم هر کسي يه جوري اخلاق داره با اينکه بايد تلاش کرد و رو طرف کار کرد تا يه سري آداتش رو ترک کنه،اما زياد نبايد حساس شد نبايد به اين فکر کني دوست نداره يا برات اهميتي قائل نيست.شوهر من يه سري از اخلاق هاش درست برعکس همسر شماست ،اينقدر حساسيت نشون ميده که خودم هم بعضي وقتها کلافه ميشم،مثلا بعضي وقتها هچين رو صورتم زوم ميشه و به کوچترين جزئيات صورتم گير ميده که خودم هم ناراحت ميشم يا اگه 1 بار اون به محل کارم زنگ بزنه منم بايد حتما بهش زنگ بزنم وگرنه در نظرش آدم بي احساسي هستم يا اگه اون يه روز زنگ نزد من بايد زنگ بزنم و احوالش رو بپرسم در اين مورد دقيقا مثل بچه ها رفتار ميکنه،اما من انجام ميدم چون دوست داره و اگه هم زنگ بهش بزنم و اون نزنه حتما تو خونه بهش ميگم که منم انتظار داشتم تو زنگ بزني يعني يه جورايي انتظار دوطرفه که هر دومون بايد انجام بديم،اميدوارم تو هم بتوني يه راه درست براي اينکه همتو راضي باشي هم همسرت پيدا کني...

  2. کاربر روبرو از پست مفید مي مي تشکرکرده است .

    مي مي (سه شنبه 06 بهمن 88)

  3. #82
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    مرسی می می عزیز از راهنمایت
    راستش حرفات درسته ولی مشکل منو شوهرم از اینجاست که اون خیلی تو خودشه و همه ی احساساتش دورنیه و من دقیقا برعکسم من چیزی رو تو دلم نگه نمی دارم و همهی احساساتمو بیان میکنم همه ی عشقمو چه زبونی چه رفتاری و چه دورنی بهش نشون میدم ولی اون نه و منن گاهی نیاز دارم بعضی چیزها رو بشنوم
    می دونم که دوستم داره منکرش نیستم ولی یکم با دنیای خانوما غریبه است نمی دونه مثلا وقتی من دارم گریه میکنم با بغل کردنه من میتونه منو آروم کنه بالعکس دقیقا رفتار عکس انجام میده و داد و بی داد را میندازه که تو که میدونی من از گریه بدم میآد چرا گریه میکنی و این باعث میشه من همیشه تو خلوته خودم گریه کنم چون گاهی نیاز دارم خالی بشم و همسرم از گریه خوشش نمیآد
    این یه نمونه ی کوچیک بود گفتم که بدونی من خیلی دوستش دارم و الانم مثه قبل با دنیا عوضش نمی کنم فقط گاهی اوقات از دستش دلخور میشم
    بازم ممنون از راهنمایی قشنگت

  4. 4 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (چهارشنبه 07 بهمن 88)

  5. #83
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 اسفند 89 [ 17:41]
    تاریخ عضویت
    1388-10-27
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    2,263
    سطح
    28
    Points: 2,263, Level: 28
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 5 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    نقل قول نوشته اصلی توسط mamfred
    وقتی یه موقع هایی بهش اس ام اس میزنم و بیجواب میمونه و ازش می پرسم چرا جواب ندادی می گه حوصله جواب دادن نداشتم اون لحظه شنیدن این حرف برای آدم خیلی سخته
    هروقت بهش زنگ می زنم شرکتشون و می گم خسته نباشی چطوری می گه بی حوصله و کلافه و خواب حوصله ی حرف زدنم ندارم
    یعنی نشد من یکبار زنگ بزنم و این حرفا رو نگه

    می دونم دارم مثله این پیرزن ها غر میزنم ببخشید
    سلام
    درکت میکنم میفهمم چی میگی خانم منم بعضی وقتها همین رفتار ها رو با من میکنه و من ازین تعجب میکنم که همه دارن از شوهرت طرفداری میکنن و کارشو توجیه میکنن.
    وقتی میبینم افرادی با حال و هوای من زیاد هستند کمی آرامش میگیرم

  6. کاربر روبرو از پست مفید Rock Star تشکرکرده است .

    Rock Star (چهارشنبه 07 بهمن 88)

  7. #84
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 دی 93 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1388-8-13
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    6,606
    سطح
    53
    Points: 6,606, Level: 53
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    396

    تشکرشده 407 در 170 پست

    Rep Power
    47
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    سلام mamfred عزيز
    ميونم و کاملا درک ميکنم و مطمئن باش خيلي از زنها شرايطشون مثل شماست ، منم خودم بعضي وقتها همچين حسي دارم،چون تو همسرت رو بهتر ميشناسي و با روحياتش آشنايي و ميدوني که دوستت داره،پس کاراش از روي عمد نيست به قول خودت به دنياي زنها آشنايي کمي داره و شايد فکر نميکنه تا به اين حد شما نسبت به اين انتظار برآورده نشده حساسي،متاسفانه اون جور که من تو اين مدت ديدم زنها بيشتر از مردها سعي ميکنن روحيه همسرشون رو بشناسن و اگه مشکلي پيش اومد اين خانمها هستن که خودشون رو به اين در و اون در ميزنن تا مشکل حل بشه و بقولي همسرشون رو خوشحال کنن،البته اميدوارم به آقايون بر نخوره که البته تو اين زمينه ممکنه بعضي مردا بهتر از زنها عمل کنن،به نظر من بايد يه جوري همسرتون رو متوجه اين کار بکنين البته موقعي که با هم خوبين و در واقع زمان حرفاي عاشقانه و حرفاي خوب زدن بهم اينو مطرح کني و دل نگراني هات رو براش بگي، البته طوري که به گله و شکايت ختم نشه " اين حرف آخري رو من خودم از چيزهايي که تو اين سايت خوندم و پي بردم درسته بهتون ميگم" خيلي سخته آدم وقتي انتظاراتي از همسرش (چه زن چه مرد ) داشته باشه و خيلي هم براش مهم باشه ولي برآورده نشه و بدتر از اون اينکه فکراي ديگه بياد سراغش مثلا منو دوست داره؟چقدر تو زندگي براش مهم هستم؟چرا من براش ارزشي ندارم؟به نظر من ماها که فکر ميکنيم مسئله اي تو زندگي هست که آزارمون ميده بايد هم رو خودمون کار کنيم و هم مهارت زندگي مون رو اونقدر افزايش بديم تا بتونيم رو همسرمون هم تاثير بذاريم البته اين کار اگه فقط يکطرفه باشه کمتر پيشرفت حاصل ميشه و همسر هم کمي بايد انعطاف نشون بده،اين دقيقا همون مشکليه که من فکر ميکنم من بدجوري گرفتارش هستم اون قدر مهارت ندارم که بتونم هم به خودم هم به همسرم کمک کنم تا زندگيمون رو بهتر پيش ببريم بعضي وقتها کاري ميکنم که بدتر هم ميشه با اين که حق با من بوده،بعضي وقتها اگر هم تقصير من نبوده باشه وقتي فکر ميکنم ميبينم منم يه جورايي مهارت کافي رو نداشتم يا يه جورايي اون زيرکي زنانه رو براي زندگي ام نداشتم و شايد اصلا بلد نيستم البته بگم منظورم از زيرکي نيرنگ باز بودن نيست بلکه هوش و ذکاوتيه که زن تو زندگيش استفاده ميکنه.

  8. 3 کاربر از پست مفید مي مي تشکرکرده اند .

    مي مي (چهارشنبه 07 بهمن 88)

  9. #85
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    mamfred عزیز سلام، راستش فکر می کنم نتونم خیلی کمکت کنم، آخه مشکل خودم هم اینه که خیلی احساساتی هستم و دقیقا خودم هم همه ی عشق و احساسم رو به پای همسرم می ریزم و این باعث میشه که ازش توقع داشته باشم و توقعی شم. خیلی سخته که آدم بخواد بی خیال زندگی کنه، به بودن به نبودن، به اینکه عشقی توی این زندگی هست یا نه! اون هم برای آدم هایی مثل ما که همیشه دوست داریم عشق و محبت و ادب و احترام حرف اول رو توی زندگی مون بزنه! البته یه نکته رو نباید فراموش کنیم چون از لحاظ مادی و مالی تامین هستیم به این جور مسائل بیشتر بها می دیم اگر یه کم مشکلات مادی داشتیم شاید خیلی وقت نمی کردیم ذهنمون رو از توجه و محبت پر کنیم، شاید... این نظر منه!

  10. 3 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 07 بهمن 88)

  11. #86
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    سلام به همگی و ممنون از نظرای قشنگی که دادین
    یه اتفاقی افتاده که خودمم نمی دونم چی بگم اصلا گیجه گیجم وقتی به حرفای احسان فکر میکنم اشکام ناخودآگاه سرازیر میشه
    چند وقته که خیلی درگیر مسائل کاریشه و به من گفت یه مدت به من کاری نداشته باش من خیلی این روزها درگیرم من گفتم باشه و واقعا کاری بهش ندداشتم تا اینکه دیشب بهم گفت باران و خوابوندی بیا کارت دارم
    اومدم تو اتاق روی تخت دراز کشیده بود من کنار خوابیدم بغلم کرد و گفت تو هنوزم منو مثل روزهای اول دوست داری؟؟؟ گفتم احسان این چه حرفیه من که همیشه روزی 10 بار بهت میگم دوست دارم بازم شک داری؟؟
    گفت تو از من خسته شدی میدونم از بی حوصلگی هامو کلافه بودنم و عصبانیت هام خسته شدی
    می دونم که داری رفتارامو تحمل میکنی از این حالتت عصبانی میشم وقتی خودتو بخاطر می محدود میکنی وقتی من داد میزنم بد و بی راه میگم سکوت می کنی هیچی نمیگی تو باید جوابو بدی خودتو خالی کنی؟؟
    اصلا از حرفاش سر در نمی اوردم گفتم من نمی خوام پرده احترام بینمون پاره بشه اصلا تو امشب چت شده
    مگه من حرفی زدم ؟؟ کسی چیزی بهت گفته ؟؟
    گفت نه نیاز نیست کسی چیزی بگه خودم دارم میبینم که داری زجر میکشی ؟؟؟
    اولش فکر کردم اینا رو گفته که منو آروم کنه منم فقط گوش میکردم
    بعد یهو گفت همه ی حقوق من میره پای قسط خونه و ماشین چیزی برای خرج کردن نمیمونه
    منم گفتم خوب ما از اول باهم قرار گذاشتیم قسط رو تو بدی خرج خونه رو من بدم
    گفت آره ولی من دلم میخواد گاهی برای خونه خودم خرج کنم میخوام اگه تو باران چیزی میخوایین خودم براتون بخرم
    نه اینکه تو برایه منم خرید کنی گفتم عزیزم که خوب از خونه و ماشینم همه داریم استفاده میکنیم تو تنها که استفاده نمیکنی گفتم اگه اینجوری ناراحتی قستارو من میدم خرج خونه باتو شاید اینجوری برایت حسه بهتری داشته باشه
    گفت نه من با یه عالمه مشکل اومدم تو زندگیه تو با یه عالمه بدهی
    احساس میکنم همش داری مشکلات منو حل میکنی من اجازه ندارم زندگی تورو درگیر مشکلات خودم بکنم
    من می خوام تا عید یه ریسک بزرگ تو زمینه ی کاریم بکنم که خیلی ممکنه خوب باشه ولی ممکنک هست همه چی خراب بشه و من چند ماه حقوق نگیرم
    گفتم میدونم ولی برایم مهم نیست یه جوری میگذرونیم
    گفت نه احساساتی فکر نکن من اجازه ندارم تو و بارانو گشنه بزارم بخاطر پیشرفت کاریم بهتره تو اون مدت از هم دور باشیم تا تو زیاد اذیت نشی
    بعد از اون اگه همه چیز درست شد برمیگردیم سر زندگیمون اگرم نشد تو به زندگیت ادادمه میدی و فقط زندگی من خراب میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 11
    وقتی این حرفارو میزد مثه آدمای شوکه بهش نگاه میکردم اصلا نمیدونستم باید بهش چی بگم فقط بهش گفتم این زندگی مال جفتمنونه اگرم قرار باشه تصمیمی بگیریم باید باهم بگیریم نه اینکه تو تصمیم بگیری و من اجراش کنم
    اگرم قراره مشکلی پیش بیاد بهتره برای همه پیش بیاد
    گفت داری از روی احساسات تصمیم میکیری بهتره منطقی باشی
    گفتم احسان بیشتر از این منو داغون نکن از کنارش بلند شدم اومدم تو اتاق باران زدم زیر گریه
    اومد که دل داریم بده ولی من اصلا نمیشنیدم چی میگه گفتم تورو خدا برو بخواب چون اگه یک کلمه دیگه بیشتر بگی ممکنه وضع و خراب تر کنی
    تا صبح اشک ریختم و به حرفاش گوش کردم ولی هیچ منطقی توشون پیدا نمیکنم
    هیچ پاسخی برای حرفاش ندارم نمی دونم نمیدونم نمیدونم

  12. 3 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (پنجشنبه 08 بهمن 88)

  13. #87
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 23 اردیبهشت 91 [ 16:00]
    تاریخ عضویت
    1388-8-25
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    3,108
    سطح
    34
    Points: 3,108, Level: 34
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 29 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    با سلام
    من یه مدتیه دارم مشکل شما رو بررسی میکنم اما دوستان خوب و جامع به شما کمک کردن اما یه نکته در مورد آخرین نوشته تون دارم و اونم اینه که شوهر شما گرچه آدم توداری اما ایت توداری رو شما بیشتر در اون تقویت کردین ...بعد از مدتها ایشون خواستن باهاتون صحبت کنن شاید خودشم خسته شده بود که شروع کرده به بیان حرفاش ..خانوم mamfred شما در شرایطی که ایشون باهاتون صحبت می کنند کاملا باید خونسرد باشین میدونم سخته اما باید کامل به حرفاش گوش می کردین ببنید بارها شده زوجین باهم صحبت می کنند اما هیچ کدوم گوششون خوب کار نمیکنه و انگار گوش قفل کرده (یعنی هر دو یه جمله تکراری رو میگن اما باز هم هر دو تکیه به حرف خودشون دارن) پس با بیان این مطلب مطالب خودمو کامل می کنم دیشب اگر شما اجازه بیان رو از ایشون نمیگرفتید الان هر دو شما به یه نتیجه کلی میرسیدید ..نمیخوام ناراحتتون کنم ولی اگه شیوه شما در برابر درددل های شوهرتون کاملا اشتباه بوده ..

    ببنید اگر شخصی تودار و مشکلات رو در خودش نگه میداره .گاهی اوقات مثل بچه ها میشه و شاید دچار افراط و تفریط میشه یعنی یه روز انقدر باهاتون صحبت میکنه که شما رو خسته میکنه و ممکنه مدتها لب به سخن باز نکنه .پس اگر شخص مقابلش این احساس رو درک کنه میتونه بهش کمک کنه و اگه نه هم طرف دچار مشکل میشه هم خودش. پس ببینید ما آدمها گاهی اوقات باید از حق خودمون بگذریم نه کامل بلکه درخواست وخواسته های خودمونو اونجایی که ازمون کمک میخوان نخواهیم ..شوهر شما نیاز به هم صحبتی و همدردی داشته و ازتون راهنمایی میخواسته نه اجبار و نه کاری که به شما دیکته کنه .پس ببینید شما هم هر وقت که لحظه حساسی بوده اونو تنها گذاشتین و باعث توداری بیشتر ایشون شدید . دیشبهای بسیاری ممکنه شما این عمل رو تکرار کرده باشید و ایشون راهی جز در تنهایی فکر کردن و توداری نداشتن ...
    در آخر امیدوارم حرف شوهر شما منظوری توش نباشه .اگر نبود که ان شاء الله نیست بعد اصلاح باید در خود آدما باشه نه دیگرون رو اصلاح کنه ... از امروز تصمیم بگیرید گریه و احساساتتونو کنترل کنید و اندک زمانی که شوهرتون نیاز به همدردی داره بهش فرصت صحبت بدین و آرومش کنید واینطوری بیان همه حرفهای توی دلشو تقویت کنید .

    شناخت من نسبیه و اگه حرفهام و موردهایی که گفتم مربوط نیست منو ببخشید .

    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    یاریم کن ...

  14. 5 کاربر از پست مفید یاریم کن/یاریت کنم تشکرکرده اند .

    یاریم کن/یاریت کنم (پنجشنبه 08 بهمن 88)

  15. #88
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    ممفرد عزيزم دلبند تو تحت فشار زيادي قرار گرفته و در واقع اين روش رو براي تخليه استفاده كرده...بهترين جواب رو بهش دادي كه گفتي اين زندگي براي هر دوي ما هست و نفع و ضررش هم براي هر دوي ماست....
    به نظرم خودش هم در انجام اين ريسك بزرگ شك داره و نميتونه تصميم بگيره اما ميخواد از اول تبعات منفي اش رو بهت بگه كه بعدا نگي نگفتي...در واقع ميخواد همه هشدار ها و بيدار باش ها رو بهت بده بعد با خيال راحت به كارش برسه.....
    خيلي از مرد ها اين جوري عمل ميكنن اول حساي طرف رو ازيه موضوع ميترسونن بعد يه كاري رو شروع ميكنن در واقع به مرگ ميگيره كه به تب راضي بشي.....
    سعي كن مثل هميشه باهاش مهربون باشي بذار كاملا مطمئن باشه كه تو هميشه كنارش هستي حتي توي سختي هاي زندگي....
    موفق باشي گلم

  16. 4 کاربر از پست مفید parnian1 تشکرکرده اند .

    parnian1 (یکشنبه 11 بهمن 88)

  17. #89
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    مامفرد عزیز
    من نمی خوام اینجا راجع به نحوه ارتباط کلامی ، مشکل رد درک متقابل و.... سخن بگم ، اما پیشنهاد می کنم از این فرصت استفاده کرده و نقش خودت رو از پرداخت هزینه های زندگی به سمت پرداخت اقساط (به شرط اینکه صاحب و مالک بخش از خونه یا ماشین یا... بشی) تغییر بدی یعنی در پرداختها تو واحسان جاتون رو عوض کنید .
    این پست رو هم بخون
    http://www.hamdardi.net/thread-10532-post-99639.html#pid99639

  18. 4 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (شنبه 10 بهمن 88)

  19. #90
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    سلام
    آقایون تالار واقعا جوابی برای سوالای من هست
    چرا یه مرد هرچی بیشتر بهش کم کحلی میشه بیشتر به زنش احترام میزاره؟؟؟
    چرا یه مردی که همیشه بی محبتی می بینیه زنشو غرق محبت میکنه ولی یه زنی که همیشه محبت مبکنه باید مورد بی مهری قرار بگیره
    چرا خانوما هرچی بیشتر درک می کنن محکوم ترن ؟؟
    چرا وقتی عاشق مردشونن باید عشقشونو پنهان کنن تا مرد از این قضیه سو استفاده نکنه؟؟
    چرا ؟؟؟
    چرا همه می گن نزار مردت بفهمه چقدر دوستش داری وگرنه کلاهت پس معرکه است ؟ چرا مگه عشق گناه ؟؟ مگه دوست داشتن اشکالی داره ؟؟
    چرا وقتی یه زن تمام تلاششو می کنه به مردش نزدیک بشه اون فاصله میگیره و وقتی بی تفاوت برخورد میکنه خودش میآد دردل میکنه
    چرا این آقایون همش برعکس عمل میکنن

  20. کاربر روبرو از پست مفید mamfred تشکرکرده است .

    mamfred (چهارشنبه 05 اسفند 88)


 
صفحه 9 از 18 نخستنخست 123456789101112131415161718 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.